تازه ها
خانه / مناسبتهای ویژه / احرام در میقات عشق

احرام در میقات عشق

با نزدیک شدن کاروان زیارتی به منطقه کربلا، سیلاب اشک از دیدگان جاری شد و آوای مرثیّه خوانی در فضای بیابان طنین افکند و دل های سوگواران در عطش زیارت قبور مطهّر و تابناک شهدا، بی تاب شد…

بهتر آن است که قصّه ماندگار این مسافران «حریم نور» را از زبان عطیّه بشنویم:

«ما همراه جابر بن عبدالله انصاری به قصد زیارت قبر امام حسین علیه السلام حرکت کردیم؛ چون به کربلا رسیدیم، جابر نخست در کنار رودخانه فرات «غسل زیارت» نمود و پیراهن پاکیزه ای پوشید (همانند مُحْرِم، دو جامه سفید پوشید) و از کیسه ای عطرش را بیرون آورد (از من درخواست عطر کرد…) سپس لباس و بدنش را خوشبو ساخت و با پای برهنه به جانب قتلگاه حرکت کرد، در حالی که زبانش به نام و یاد الهی مترنّم بود.»

آری، «زیارت» آدابی دارد و «زائر» برای رسیدن به مقام قُرب الهی، بایسته است روح و جسم خویشتن را معطّر و پاکیزه سازد و با زمزمه نام معشوق آرام، آرام در مسیر وصال گام بردارد.

اربعین (2)

 

به آب زد. غبار راه را به فرات سپرد و راه افتاد؛ با پاهایی که به فرسودگی و ناتوانی رسیده بودند. پیش رفت؛ درحالی که به قامت دوست و هم سفرش تکیه داشت. در هر قدم، عطر مقدس نام های خداوند را در هوا منتشر کرد. وقتی به مقصد رسید، دست بر قبر نهاد و سلام کرد؛ ولی فضای اطرافش را سکوت، فراگرفته بود. با دلی شکسته گفت: آیا دوست، جواب دوست خود را نمی دهد؟ باز در محاصره سکوت بود؛ شاید خیره شد به آسمان! شاید هم به خاک و بعد زمزمه کرد چگونه جواب گویی درحالی که بین سر و بدنت جدایی افتاده است؟

اربعین9

سلام بر اربعین! سلام بر سوگ به چله نشسته! سلام بر آسمان که چهل روز بغض شکسته اش را گریسته است! سلام بر سرهای بر نیزه رفته که به قتلگاه خویش بازآمده اند! سلام بر کاروان عزت و عزا که بار دل می گشایند و مصائب خود را به واگویه می نشینند! سلام بر زینب که در اوج بلا، چیزی جز زیبایی ندیده است!

می گریند؛ بلند بلند. دیگر کسی شماتتشان نمی کند. دیگر تازیانه ای برای سد کردن اشک های شان فرود نمی آید. می گریند که دیگر در محاصره نگاه های شوم نیستند. اینجا امن ترین وادی عشق است. اینجا می شود هرچه گله و شکایت را که از سفر به همراه دارند، واگویه کنند. اما این قلب های داغدیده، با چند روز و چند سال گریه سبک نخواهند شد. این مظلومیت، هیچ وقت رنگ نخواهد باخت.

اربعین4

چهل روز از آن واقعه می گذرد. هنوز هم دل آسمان پر از اشک و سَرِ زمین به زیر است. هنوز هم خورشید، سرخ فام و صحرای کربلا شرمسار است. هنوز هم داغ حسین(علیه السلام) جان سوز است. عاشورا چنان صحنه هستی را دگرگون ساخت که گویی آثار قیامت بر اندامش هویداست و حسین و یارانش چنان بر تارک تاریخ درخشیدند و جاودانه شدند که هیچ گاه غبار زمان بر روی آزادگی و جسارتشان نخواهد نشست.

چگونه می توان عزت حسین(علیه السلام) را در عاشورا از یاد برد؟! چگونه می توان تصویر عباس(علیه السلام) را از ذهن دور داشت؟! مگر می توان آرامش و شکوه زینب(سلام الله علیها) را نادیده گرفت؟! مگر می شود وجود سجاد(علیه السلام) را در شام ندید؟! چگونه می توان با کاروان داغدار حسین از کربلا تا شام همراه نشد؟! چگونه می شود سر بریده حسین و اهانت های یزیدیان را نادیده گرفت؟!

اربعین20

باز هم اربعین آمد؛ قرن ها از وقوع آن همه مصیبت می گذرد؛ ولی هنوز بغض ها تازه است، هنوز هم آسمان از نام حسین(علیه السلام) و عباس(علیه السلام) و سجاد(علیه السلام) و علی اصغر عطرآگین است. زخم این ناجوان مردی، التیام نیافته است؛ و گویی اربعین هر سال، نخستین اربعین حسینی است که عاشقان پیراهن صبوری می درند و تاب از دست می دهند و به عزای حسین(علیه السلام) و یارانش می نشینند.

پریشانی گیسوان بادها بی قراری یکپارچه دریاها تبداریِ زمین ناگهان اربعین کاروان زخم و اسارت از راه می رسد و بغض چهل روزه خود را روی خاک سوخته پهن می کند. کربلایی از خون های همیشه تازه روایت می شود. مرثیه نیز پا به پای کاروانیان، خود را به دشت آلاله های پر پر رسانده است و هر سو که می نگرد، یا تصویر تیر و نیزه شکسته است یا حکایت سوزناک عمود آهنین.

عاشورا دیگربار ورق می خورد؛ خون و چکاچک شمشیرها و بی آبیِ دریادلان. کاروان غمبارِ اربعین از دیار سراسرْ آشوبگری یزید و از ناسپاسی هایِ پر عذاب شام رسیده است. این قافله با خطبه های اشک بر لب، همه عاشورائیان خود را آورده است به جز رقیّه(سلام الله علیها) که نامش رباعی گونه در شام باقی ماند و درخشید. باقی ماند تا مثنوی ها پیشِ مظلومیتش برای همیشه الکن باشند.

parandehاربعین یعنی آه هایِ از سفر بازگشته؛parandeh

یعنی داغ های به موطن رسیده.

اربعین گلستانِ ثمردهی اشک های عاشورا است.

سوختنِ آخرین قطره فرات در آرزوی لب های عبّاس(علیه السلام) است.

تکرار تنهایی های زینب(سلام الله علیها) است که در کربلا و عصر عاشورا تولد یافت.

اربعین

درباره‌ی admin

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*