تازه ها
خانه / مراکز فرهنگی / مرکز سیدالشهداء / افتخار کوچه، آبروی محله، شهید مهدی والهی
افتخار کوچه، آبروی محله، شهید مهدی والهی

افتخار کوچه، آبروی محله، شهید مهدی والهی

    شهید مهدی واله آیسک
نام پدر: حسین                          تاریخ شهادت: ۷/۱/۱۳۶۱
تاریخ تولد: ۱۳۴۰/۰۲/۱۵ محل شهادت:شوش
محل تولد:  آیسک                                    محل زیارت:گلزارشهدای آیسک
از ولادت تا شهادت  

تو در خانواده روحانی در آیسک متولد شدی و در نماز جماعت به امامت پدر بزرگوارت برگزار برگزار می شد، شرکت می کردی .تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در آیسک گذراندی و در دبیرستان دکتر شریعتی فردوس دیپلم گرفتی. چند مدتی را به کارهای کشاورزی پرداختی تا اینکه لباس مقدس سربازی را پوشیدی و در تیپ ۴ لشکر ۷۷ پیروز ثامن الائمه مشغول خدمت شدی.بعد از حماسه آفرینی در فتح بستان و شرکت در عملیات حصر آبادان به مرخصی آمدی. هنگام مراجعت به جبهه حال و هوای خاصی داشتی و مکرّر می گفتی: این بار مسافر کربلا هستم. روزگاری که به همراه همسرت در بهشت اکبر فردوس در کنار مزار شهید یکتانژاد فاتحه می خواندی، دست به سوی آسمان بلند کردی و گفتی: «خوشا به حالتان ای شهیدان که چه زیبا وصیّت کرده اید؛تا زنده هستیم راهتان را ادامه خواهیم داد. »

در آخرین ساعات مرخّصی به دیدن پدر و مادر رفتی و خداحافظی مفصلی کردی و به برادر گفتی: چون آخرین دیدار بود خداحافظی طولانی شد . از شهادت خبر داشتی. و در عملیات فتح المبین در جبهه شوش بر اثر اصابت ترکش خمپاره به  ناحیه شکم ،شدیداً مجروح شدی و وقتی که در بیمارستان قائم مشهد بستری بودی، با لبانی تشنه و بدنی ضعیف، شنیدی که کسی می گفت: «خدا لعنت کند کسانی را که جوان های مردم را به چنین روزی انداختند .» و تو شمرده و آهسته جواب دادی : «ما که خاک پای آقای بهشتی نمی شویم،خاک پای بزرگان نمی شویم اگر صد بار هم زنده شویم، باز هم جان فشانی می کنیم.» در آخرین لحظات که پدر بر بالینت بود. بعد از شهادت تو بسیار گریه کرد و پیوسته می گفت: «که از رنج و مصیبت امام حسین بر بالین علی اکبر یادم آمد» و گفت : «خدایا به حق امام حسین این جوان قربانی را از من بپذیر.»

گزیده ی  وصیّت نامه ی شهید :

بارالها مپسند آنکه گل ما در هند            پشت دیوار صنم خانه ی کفّار شود

کربلا مدفن ما ساز؛ کزان تربت پاک        سجده گاه مَلَک و سبحه ی  اخیار شود

  اکنون که به یاری الله در پیش چشمان پر فروغ و نظاره‌گر امام زمان حضرت مهدی (عج) و با توجّهات امام خمینی (ره) حمله‌ای را در پیش داریم چند کلمه‌ای را که در نبودم لازم می‌دانم تذکّر می‌دهم اوّلاً: از پدر و مادرم که  رضایت خود را به جبهه آمدنم تأیید کردند تشکّر می‌کنم.  از برادرانم می‌خواهم اسلحه‌ام را زمین نگذارند و در حدّ توانایی با دشمن اسلام و قرآن بستیزند که وعده‌ی خداوندی بر پیروزی اسلام تحقّق خواهد یافت و از خواهرانم عاجزانه می‌خواهم حجاب اسلامی خود را که به قول دوستانم کوبنده‌تر و کاری‌تر از ریختن خون من است حفظ کنند و از تمام کسانی که به نوعی پیامم را می‌شنوند می‌خواهم همیشه و به هر نحو با تمام امکانات یاور قرآن و مکتب اسلام باشند و نگذارند با کارهای غیر انسانی کفّار، دل امام عصر به درد آید و همیشه یاور امام خمینی (ره) که عامل رهایی مستضعفین از کید مستکبرین عالم است باشند و تنهایش نگذارند.

«مهدی واله آیسک»

Views – 97

درباره‌ی admin

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*