تازه ها
خانه / مناسبتهای ویژه / الفبای بسیج …

الفبای بسیج …

ب؛

بنده بارگاه بی نیاز بی همتایم و برخوردار از بحر بی کران بخشایش.

بنده ای بیدار دلم و بینشم را با برهان و بیّنه آراسته ام.

برنامه ام بر افراشتن بیرق بقیه اللّه و براندازی باطل است.

برآنم که خدا را بندگی کنم؛ نه از بیم بلا، و نه به بهانه بهشت.

از بهتان بیزارم؛ از بلاهت، به دور، و از بیهودگی، بری.

بسان بلبل بیدل، در باغ و بستان، بیتوته می کنم، تا بعثت بهار را به بنی آدم، بشارت دهم.

هفته-بسیج

س؛

با سیاهی و ستم، سر سازش ندارم و سلحشورانه در سیمای سربه داران، سبیل ستم گری را بر سلطانان سفاک، سد می کنم.

سالک سبیل سدادم و سبکبار، تا ساحل سعادت، در سفر.

سر سپرده ساحت سیّدالسّاجدینم و هر سپیده دم، در سرزمین سبز سحر، با سجده ای سرخ، سرافراز و سپیدروی می مانم.

با سعایت و سخن چینی، سر ستیز دارم و سرمایه سرکشی و سرمستی را در سرشت و سریره ام، سوزانده ام.

ساکت و ساده، در سایه سار سبز سنت سیّدالمرسلین، با سراج سلوک، از سفره سوره های قرآن صد سبد ستاره می چینم، تا سجاده ام سرشار از سوسن و سنبل شود.

سالیان، با سیل سرشک، سوار بر سمند سکوت در سرزمین سپیده، با سَحرخیزان، سیر می کنم، تا سوسویی از سلامت و صلاح را بر سبزه زار سینه ام، به یادگار بگذارند.

بسیج6

 

ی؛

یگانه گویی یزدان پَرَستم و یکتادلی یک رنگ.

یک باره از یمین و یسار، بر یزیدیان یغماگر و یاغیان یاوه گو، یورش می برم و یوم اللّه می آفرینم. یادگار یحیی و یوسف و یونس و یعقوبم، و یادآور یوم البعث.

بسیج10

ج؛

از جرم و جنایت جدایم و جنجال و جدل را، جایز نمی دانم.

در جذبه جان آفرین، اسیر جنونم، تا جرعه ای جاری جمال بنوشم.

جانباز جبهه جنگم و جلودار جهاد با جباران و جائران.

جوینده جلوه جمال جانان در جمارانم؛ نه در جبالِ «جابلقا» و «جابلسا» و نه در جزیره خضرا.

جعفری کیشم و  جماعت و جمعه به جا می آورم. با جمشیدیان و جالوتیان در جدالم و برآنم که پرچم جمهوری اسلامی ایران را در جمیع جهات به جنبش درآورم.

بسیج15

Views – 2218

درباره‌ی admin

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*