تازه ها
خانه / مناسبتهای ویژه / بانوی شفاعت
بانوی شفاعت

بانوی شفاعت

عطری عجیب از دل این خانه می دمدحضرت معصومه(س8

حسی غریب می وزد از سمت آسمان

امروز از نگاه زمین اشک جاری است

بغضی شگرف خیمه زده بر گلویمان

رنج راه،سوگ همرهان،اشک و آه و داغ توأمان، قرار از دلتان و توان از جانتان برده بود.

حق با شما بود بانو!

سختی فراق را توشه ای جز اندوه نیست.

گویی غربت، همزاد ازلی شما خاندان هدایت است؛ غربتی به طول تاریخ، چه در«مدینه»، چه در «قم»؛ چه در «بیت الاحزان»، چه در «بیت النّور»!

آه از این غربت همزاد،بانو!

آه از این اندوه شگرف توأمان!

گویی عطر غربت فاطمه (علیهاالسلام) است پیچیده در شامگاهان بقیع!

اندوه واره گلدسته هایت، آسمان را به گریستن فرا می خواند و آیینه ها،آرام آرام،دل به سرشک زایران می سپارند.

آه از این ماتمی که بر جان «حَرم» نشسته؛ آسمانِ پوشیده شولای ماتم! کبوترانِ شکسته بغضِ دمادم! صحن و رواق و گنبد و گلدسته بسته چشم جاری، میان آینه ها اشک زایران!

کاری، میان مرثیه ها بغضِ شاعران!

حضرت معصومه(س4

فصل فصلِ غریب اجابت است؛ اینک بخوان زعمق دل ای دردمند عشق:

اَلْلّهُمَّ وَ رِضَاکَ وَالَّدارَ الاآخِرَهَ؛ یَا فَاطِمَهُ اِشْفَعی لی فِی الْجَنَّهِ، فَاِنَّ لَکِ عِندَاللّهِ شأْنا مِنَ الشَّانِ.

فصل، فصلِ اجابت است؛ وقت، وقتِ گرفتن حاجات.

الهی، به حق این سیده معصومه مظلومه، به حق این غربتْ نوایِ فراق «برادر»، به حق این خاتونِ فضیلت و تقوا ـ که فرشتگان، التجا به عظمت «نماز» و شکوه «عصمت»اش می برند ـ! دعاهایمان را بپذیر و در پناهِ آستانِ آسمانی اش قرارمان ده!

زایران، نجواکنان، اشک و غربت خویش را در زیارتنامه ها گم می کنند و دست های امیدوار، با تمام نیاز، غریبانه های معصومانه «ضریح» را لمس می نمایند!

هر کس، از دردهای کهنه و نو شکایت می کند و به امید درمان، عظمت «بانو» را واسطه شفای خداوند «جلّ جلاله» قرار می دهد.

چه صفایی دارد زیارت نیازمندان!

حضرت معصومه(س7

«دهم ربیع الثانی» است؛ ماهی که در ضمیر بهاری اش، خزانی بود و بهار زندگیِ بانو را به برگ ریزانِ خزان سپرد.

حسرتا! چه زود، شهر در فراوانیِ اندوه، پژمرد! چه زود، شوق میزبانی در سویدای دل ها، مُرد!

وسعت اندوهش، عاقبت بر رنجِ تن افزود و شدّت غم، توانِ جان پاکش را فرسود.

آه که چه لحظات تلخی بود! هنگام وداع است؛ وداعی سخت غریبانه!

آسمان، پله های «عروج» را می آراید و «بهشت»، منتظر استقبال از خاتون عصمت و عفاف، می شود!

زمین، «فاطمه» (علیهاالسلام) دیگری را از دست داده است و آسمان، نام شهر «قم» را به یکی از شاخه های «طوبی» می آویزد و عرش الهی، به تعظیم و تکریم حضرت می پردازد.

حضور بهاری و هر چند کوتاه خاتون، از «کویر»، گلستان ساخت.

السَّلامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ وَلیِّ اِاللّه

السَّلامُ عَلَیْکِ یَا اُختَ وَلیِّ اِاللّه

السَّلامُ عَلَیْکِ یَا عَمَّهَ وَلیِّ اِاللّه

السَّلامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ مُوسَی بن جَعفر علیه السلام

درود خداوند، بر «عظمت» و «عصمت» و «کرامت» شما باد!

بانو! دردمندانیم، جویای شفا،

دست ما و دامن آیینه ها،

روی ما و آستانِ «هَل اَتی»

حضرت معصومه(س)

Views – 760

درباره‌ی adine2

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*