تازه ها
خانه / مناسبتهای ویژه / بگذارید جوانی بکند !

بگذارید جوانی بکند !

69474922779200587943596272278170474191606947492277920058794359627227817047419160

 2wwkrc20hb62zqsyia7

69474922779200587943596272278170474191606947492277920058794359627227817047419160

74232577577718480016طی شد این عمر ، تو دانی به چه سان؟ 74232577577718480016
پوچ و بس تند ، چنان باد رَمان 
همه تقصیر من است این که خود می دانم 
که نکردم فکری ، که تامل ننمودم روزی، ساعتی یا آنی، که چه سان می گذرد عمر گران


***

74232577577718480016کودکی رفت به بازی به فراغت به نشاط ، فارغ از نیک و بد و مرگ و حیات74232577577718480016
همه گفتند کنون تا بچه است، بگذارید بخندد شادان ، 
که پس از این دگرش فرصت خندیدن نیست
بایدش نالیدن
من نپرسیدم هیچ ، که پس از این ز چه رو
بایدم نالیدن؟!
هیچکس نیز نگفت، زندگی چیست؟ چرا می آییم؟
بعد از این چند صباح، به کجا باید رفت؟
به چه سان باید رفت؟
با کدامین توشه، به سفر باید رفت؟
من نپرسیدم هیچ ، هیچکس نیز نگفت!


1_1_157z1_1_157z1_1_157z

74232577577718480016نوجوانی سپری گشت به بازی، به فراغت به نشاط74232577577718480016
فارغ از نیک و بد و مرگ و حیات


بعد از آن باز نفهمیدم من، که چه سان عمر گذشت؟
74232577577718480016لیک گفتند همه: که جوان است هنوز بگذارید جوانی بکند…74232577577718480016
بهره از عمر برد ، کامروایی بکند
بگذارید که خوش باشد و مست
بعد از این باز وِرا عمری هست
یک نفر بانگ برآورد که او 
از هم اکنون باید، فکر آینده کند
دیگری آوا داد: که چو فردا بشود، فکر فردا بکند
سومی گفت: همان گونه که دیروزش رفت، بگذرد امروزش، همچنین فردایش!
با همه این احوال، من نپرسیدم هیچ که چه سان دی بگذشت؟
نه تفکر ، نه تعمق و نه اندیشه دمی ،
عمر بگذشت به بی حاصلی و مسخرگی!
آن همه قدرت و نیروی عظیم، به چه ره مصرف گشت؟
چه توانی که ز کف دادم مفت
من نفهمیدم و کس نیز مرا هیچ نگفت.
قدرت عهد شباب، می توانست مرا تا به خدا پیش برد
قدرت عهد شباب، می توانست مرا تا به خدا پیش برد
لیک بیهوده تلف گشت جوانی هیهات!

1_1_157z1_1_157z1_1_157z

74232577577718480016آن کسانی که نمی دانستند زندگی یعنی چه؟ رهنمایم بودند!74232577577718480016
عمرشان طی می شد، بیخود و بیهوده
و مرا می گفتند ؛ که چو آنها باشم،
که چو آنها دایم فکر خوردن باشم ، فکر گشتن باشم
فکر تامین معاش، فکر ثروت باشم
فکر یک زندگی بی جنجال، فکر همسر باشم

کس مرا هیچ نگفت، زندگی ثروت نیست
زندگی داشتن همسر نیست
زندگانی کردن، فکر خود بودن و غافل ز جهان بودن نیست
من نفهمیدم و کس نیز مرا هیچ نگفت
ای صد افسوس که چون عمر گذشت، معنی اش می فهمم!
حال می پندارم؛ هدف از زیستن این است عزیز:


68298166197672461577114557018419257180


74232577577718480016من شدم خلق که با عزمی جزم، پای از بند هواها گسلم74232577577718480016
پای در راه حقایق بنهم
با دلی آسوده، فارغ از شهوت و آز و حسد و کینه و بخل
مملو از عشق و جوانمردی و زهد


در ره کشف حقایق کوشم
شربت جرأت و امید و شهامت نوشم
زره جنگ برای بد و ناحق پوشم
ره حق پویم و حق جویم و بس حق گویم
آنچه آموخته ام بر دگران نیز نکو آموزم


شمع راه دگران باشم وبا شعله خویش
ره نمایم به همه، گر چه سراپا سوزم


من شدم خلق که مثمرباشم،نه چنین زاید و بی جوش وخروش،عمربرباد وبه حسرت خاموش

          03.jpgاکبر


74232577577718480016ای صد افسوس که چون عمر گذشت، معنی اش می فهمم74232577577718480016
کاین سه روز از عمرم ، به چه ترتیب گذشت
کودکی در غفلت ، نوجوانی و جوانی شهوت ، وقت پیری حسرت

0242955

Views – 6426

درباره‌ی admin

۵ نظر

  1. سلام مگه تو آیسکم میشه جوونی کرد اگه بخوایم شور و شوق جوونی رو داشته باشیم که دیگه نمیتونیم تو آیسک زندگی کنیم واقعا واسه خودمون متاسفم!!!!

    • سلام دوست گرامی لطفا مطلب رو دوباره بخونید انشاءالله به جواب خواهید رسید

      • سلام چون با این مطلب روز جوانو تبریک گفته بودید من از این فرصت استفاده کردم خارج از این مطلب خواستم حرف دل جوناتونو رو بزنم.

    • سلام دوست عزیز تا حدودی به شما حق میدهم اما مطلبی هست که شاید بد نباشد بشنوید تا از جهاتی قدر زندگی در آیسک را بدانید من حدود ۱۰سال است ساکن مشهدم اما از نظر من تنها حضور امام رضا (ع ) و برخی امکانات تحصیلی است که ارزش زندگی کردن در این شهر بزرگ و شلوغ گذروندن جوانی در این شهر را دارد. اما شما در آیسک وقت بیشتری دارید و من به شما غبطه میخورم. از نظر من بهتر است انسان جوونیش را صرف کسب اطلاعات کند که امروزه از طریق اینترنت در هر جایی ممکن است.

  2. با سلام
    از مطالب خوب شما سپاسگزارم .

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*