تازه ها
خانه / اخبار / خطبه های نماز جمعه ۲۴-۶-۹۶ آیسک
خطبه های نماز جمعه ۲۴-۶-۹۶ آیسک

خطبه های نماز جمعه ۲۴-۶-۹۶ آیسک

آقا امیرالمؤمنین در نامه ۳۱ نهج البلاغه خطاب به امام مجتبی علیه السلام، توصیه هایی داشتند، حضرت فرمودند: وَ جَاهِدْ فِی اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ‏ ، وَ لَا تَأْخُذْکَ فِی اللَّهِ لَوْمَهُ لَائِمٍ

نباید به سرزنش ها توجهی داشته باشد و محکم و با قدرت مسیر حق را ادامه دهد.

در راه رسیدن به حق و انجام تکلیف دو شرط اساسی رو باید رعایت کرد که بتوانیم تکلیف را به نحو احسن به انجام برسانیم. اولین شرط َو تَفَقَّهْ فِی الدِّینِ و شرط دوم، شرط عملی بود، وَ خُضِ الْغَمَرَاتِ‏ إِلَى‏ الْحَقِ‏ حَیْثُ‏ کَانَ‏

بعد از این توصیه ها ممکن است برای افرادی سوال بشود، که ما دوست داریم این مسیر را انجام دهیم اما چه کنیم این مسیر خیلی سخت است و انسانی که تازه می خواهد این مسیر را طی کند، زود خسته و نا امید می شود، می شود یه راهکار برای ما تازه کارها ارائه کنید، تا بتوانیم خودمون را در این مسیر بسازیم و زود خسته و نا امید نشویم؟ حضرت در فراز بعد راه کار ادامه دادن مسیر حق را به من و شما نشان می دهد. می فرمایند:  وَ عَوِّدْ نَفْسَکَ الصَبُّرَ عَلَى الْمَکْرُوهِ وَ نِعْمَ الْخُلُقُ التَّصَبُّرُ.

راه خسته نشدن، التَّصَبُّرَ  است،

لذا اصل مقام صبر و صبار بودن خیلی با ارزش و مهم است، حضرت برای اینکه این روحیه در انسان احیاء بشود و زنده بشود، تصبر رو پیشنهاد می کنند، اینکه انسان خودش را به صبر بزند، صبور نیستی ولی داری ادای انسان های صابر و صبور را در می آورد، حضرت می فرمایند این قدر این کار را تکرار کن تا نفست به صبر کردن عادت کند، وقتی انسان به صبر کردن عادت کرد، صبور می شود، وقتی تصبر را انسان یه مدت ادامه داد، می شود جزء انسان های صابر که حاضرن از همه هستی خودشون بگذرند و همه نوع سختی را تحمل کنند، تا به تکلیف خودشون عمل کنند. می شوند مثل علامه محمد جواد بلاغی که برای ترویج و دفاع از فرهنگ اهل بیت و عمل به تکلیف چه سختی ها که متحمل نشده است.

حضرت در ادامه نامه این حالت رو یک حالت بسیار خوب و پسندیده معرفی می کند، و می فرماید:  وَ نِعْمَ الْخُلُقُ التَّصَبُّرُ

این از خصوصیات و اخلاقیات پسندیده است که خودش را به صبر بزند و این روحیه رو در وجود خودش نهادینه کند.

 

خطبه دوم:

روز مباهله

بیست و چهارم ذی الحجه یکی از روزها بسیار مهم و سرنوشت ساز در اسلام و تاریخ تشیع است، این که چه اتفاقی افتاد رو  اجمالا همه شما می دانید، که مسیحیان نجران بعد از مناظره ای که با پیامبر داشتند و قانع نشدند، دعوت به مباهله شدند،

خداوند در قرآن در سوره آل  عمران آیه ۶۱ می فرماید: فَمَنْ حَاجَّکَ فیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ‏ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکاذِبین‏

و وقتی دیدند که در روز مباهله پیامبر با خانواده خودش وارد صحنه مباهله شد، بزرگ مسیحان، به مسیحیان توصیه کرد که این کار را انجام ندهند و از راهی که آمده بودند باز گشتند.

اما در این حادثه درس ها و دستاوردهایی برای مسلمانان داشت.

اولین دستاورد این اتفاق بزرگ:

 تقویت ایمان مسلمانان و در مقابل تضعیف روحیه منافقان و دشمنان پیامبر بود

ماجرای مباهله موجب شد تا عظمت و حقانیت اسلام بر تمامی مردم اثبات شده و صداقت گفتار رسول اکرم صلی الله علیه و آله و ادعاهای وحیانی آن حضرت بیش از گذشته آشکار گردد.

این رفتار پیامبر الگویی بود برای تمام حاکمان اسلامی، در این قضیه نبی مکرم اسلام با تمام توان و تمام هستی خودش که خانواده اش بود وارد صحنه شد، وقتی مردم این حد از ایمان و صلابت را دیدند، ایمان آنها هم تقویت شد چرا که الناس علی دین ملوکهم.

دومین دستاوری عظیمی که در جریان مباهله اتفاق افتاد و به دست آمد، خداوند با این واقعه، یک تابلوی زیبای و بی نظیری از فضائل و عظمت اهل بیت را به همه جهانیان نشان داد، ازرش و جایگاه اهل بیت با این واقعه برای همه کاملا واضح و روشن گردید،

تا جایی که حتی بزرگان اهل سنت را هم به اعتراف کشانده است، جار الله زمخشری، ذیل آیه در جلد ۱ ص ۳۷۰ تفسیر کشاف می گوید: و فیه‏ دلیل‏ لا شی‏ء أقوى منه على فضل أصحاب الکساء علیهم السلام‏

سومین کارکرد جریان مباهله، حضرت یک شیوه مبارزه رو به من و شما یاد داد اینک انسان مومن ذره ای در تبلیغ آرمان خودش کوتاه نیاید و حتی اگر با منطق و دلیل قانع نشد، حتی به مباهله بپردازد و خودش را ضعیف و درمانده نشان ندهد، یاران ابی عبدالله در صحنه عاشورا از این شیوه استفاده کردند.

مطلب دومی که می خواهم خدمت سروران عزیز عرض کنم، پیرامون فرمایشان حضرت آقا در دیدار اعضای جدید مجمع تشخیص مصلحت نظام است.

حضرت آقا در این دیدار چهار نکته اساسی رو به اعضاء جدید تذکر دادند و مسیر حرکت و وظایف آنها را

من فقط در مورد یک نکته حضرت آقا توضیح مختصری بدهم اونم اینکه چرا حضرت آقا به اعضاء جدید مجمع تذکر می دهند که باید مجمع انقلابی فکر کند و انقلابی عمل نماید، ریشه این تذکر از کجا آب می خوره؟

علت اینکه حضرت آقا به این نکته توجه می دهند، چند سالی است که برخی یه دوگانه دورغ رو در فضای مجازی و رسانه های خودشون تبلیغ می کنند، که ما اگر بخواهیم به مر اسلام عمل کنید و اگر بخواهیم بر سر آرمان هایی که امام به آن پایبند بوده بمانیم و به تعبیری انقلابی بمانیم، در دنیا منزوی خواهیم شود و باید در این شرایط مصحلت سنجی کنیم، به اصطلاح خودشون شرائط تغییر کرده و مصلحت نیست که همان شیوه قدیم را دنبال نمایید، لذا دو گانه دروغی تحت عنوان مصلحت و انقلابی گری رو مطرح کرده اند، و دائما این تفکر را به جامعه تزریق می کنند، که به مصلحت نیست با دنیا سرشاخ شویم، به مصلحت نیست که فلان فکر انقلابی رو دنبال کنیم، این شیوه ها دیگر جواب نمی دهد و … حرف های مفتی که زده می شود، سؤال این است که آقا کی گفته مصلحت در مقابل انقلابی گری است، کی گفته انقلابی عمل کردن خلاف مصلحت است، شما یا انقلابی بودن را نشناخته اید و یا هدف دیگری در زیر این چتر دنبال می کنید تا به این وسیله بچه انقلابی ها و بچه حزب الله ها رو از صحنه خارج نمایید.

ببینید انقلابی بودن شاخص دارد، ما به کسی که این پنج شرط را داشته باشد، می گوییم  انقلابی،

اولین شرط انقلابی بودن، این است که پایبندی به مبانی و ارزشهای اساسی اسلام و انقلاب

شاخصه دوم: تمام هدفش و تمام همتش رسیدن به آرمان های انقلاب و اسلام است و نه چیزی دیگر

شاخصه سوم: پای بند به استقلال کشور در تمام زمینه ای سیاسی و فرهنگی و اقتصادی است

شاخصه چهارم: دشمن شناس است و نقشه های دشمن را خوب تشخیص می دهد و در مقابل آن به موقع عمل می کند

شاخصه پنجم: در تمامی این مسیر تقوای الهی را رعایت می کند

خوب، شما قضاوت کنید، کسی که پایبند به ارزش ها و اسلام و انقلاب است، کسی که پای بند به استقلال کشور است، کسی که دشمن شناس خوبی است، کسی که در تمامی صحنه ها تقوای الهی را رعایت می کند، اصلا می تواند خلاف مسیر مصلحت اسلام و مسلمین عمل کند،  اگر یه ذره خلاف مصلحت اسلام عمل کند، دیگر دغدغه اسلام ندارد، اگر یک ذره خلاف مصلحت انقلاب عمل کند، دیگر تقوا ندارد، بعد چه جور این انسان می توان در مقابل مصحلت قرار بگیرد؟!!!

این دو گانه دروغی است که متأُسفانه  برخی نان خودشان و حیات سیاسی خودشان را  در به راه اندازی این دوگانه های دورغ می بینند و مدام بر طبل تضاد مصلحت سنجی و انقلابی بودن می کوبند،

حضرت آقا این خطر بزرگ رو دیده و داره تذکر می دهد که حواستان باشد به اسم مصلحت، نکنه دست از آرمان ها و اسلام ناب و خط امام کوتاه بیایم.

آخرین مطلب هم پیرامون محرم و ماه عزای ابی عبدالله

در باب محرم و کارکرد های عاشورا و محرم، هر چقدر حرف زده بشود و تحلیل بشود، جا دارد و اگر بخواهم در اهمیت این ماه یک جمله بگویم، همان جمله معروف امام بزرگوار را می گویم، که این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته،

اما هر هدف نیکو و هر آرمان بزرگی ممکن دچار آفت و انحراف از مسیر صحیح آن بشود،

یکی از انحرافاتی که متأسفانه الان ما در مسائل عزا داری گرفتار آن شده ایم و روز به روز هم این انحراف عمیق تر می شود، توجه به حاشیه ها به جای متن است،

متن قضیه و داستان عاشورا، پیام های بلندی بود که ابی عبدالله با شهادت خودشان به جهان مخابره کرد، ظلم ستیزی ابی عبدالله، کوتاه نیامدن در مقابل ظالم، تن ندادن به حکومت انسان های ظالم، احیای اسلام و تفکر انقلابی پیامبر و امیرالمؤمنان، احیای ارزشهای اسلامی و اخلاقی، اینها متن قیام ابی عبدالله است، باید این مطالب تبین شود اگر ابی عبدالله قضایای میانمار و یمن و نسل کشی که در این کشورها اتفاق می افتاد، را می دید، چه گونه عمل کرد، آیا نسبت به اینها بی تفاوت بود و شعار نه غزه و نه لبنان رو سر می داد یا اینکه تمام همت و تلاش خودش را برای رفع ظلم از اینها بکار می گرفت.

اینها متون قیام عاشورا است و باید به این ها توجه ویژه کرد. اما متأسفانه برخی دوست دارند بیشتر به حاشیه های قیام عاشورا بپردازند، روضه و سینه زنی نمک مجلس ابی عبدالله است ولی اگر این نمک زیاد بشود، این غذا شور می شود، لذا حواسمان به این متن و حواشی باشد و نکته خدای ناکرده حواشی برای ما اصل و متن قضه عاشورا قرار بگیرد و از متن غافل بمانیم.

 

Views – 1243

درباره‌ی admin

یک نظر

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*