تازه ها
خانه / دسته‌بندی نشده / زائر حریم رضوی(دلنوشته یک زائر)
زائر حریم رضوی(دلنوشته یک زائر)

زائر حریم رضوی(دلنوشته یک زائر)

 

قصد زیارت کرده ام.

در آب طهارت غوطه ور می شوم تا پاک شوم، تا سینه ام گشاده گردد، تا زبانم یارای مدح او را داشته باشد، تا پاهایم رمق پیدا کنند…

بر خدا توکل کرده و با تمسک به رسول خدا آماده رفتن می شوم.

الهی به امید تو…

الله اکبر از عظمت و بزرگی ات، لااله الاالله، سبحان الله، الحمدلله سپاس خدایی را که نعمت وجود تو را بر ما ارزانی داشت…121

باورم نمی شود که به دیدار یار می روم.

قدم به قدم نزدیک تر می شوم.

کم کم گنبد طلایت رخ نشان می دهد و من محو تماشایش می شوم و وقتی به خودم می آیم، میبینم به حرم رسیده ام. 

می ایستم.

 

خدایا مقابل دری از درهای خانه ی رسولت ایستاده ام؛ اجازه ی ورود می خواهم.

به تمام مقدسات اقرار می کنم؛ اجازه ی ورود می خواهم.

گواهی می دهم که صاحب این خانه بر تمام اعمالم شاهد و ناظر است؛ اجازه ی ورود می خواهم…

اکنون وارد حریم یار شده ام- هرچند که تمام هستی حریم اوست-

9_8605270727_L600

سلام آقای مهربانی ها. سلام.

دست ادب بر سینه ای می نهم که پر از سیاهی شده و آمده ام تا تو پاکش کنی.

حرارتی عجیب سرتاپای وجودم را فرا می گیرد، آخر به مهمانی کسی آمده ام که شمس الشموس است.

سرم را پایین می گیرم و مرور می کنم تمام بدی هایم را، تمام دل شکستن هایم را، تمام نمک نشناسی هایم را.

شرمنده ام.

اشک های که بر گونه هایم جاری می شود،گواه این شرمندگی است.

باران چشمهایم گواهی می دهد که بادستان خالی آمده ام وانتظار می کشم تا تو، توشه ام را پرکنی.

سرم را بلند کرده به این سو و آن سو نگاهی می اندازم.

آدم هایی را می بینم که فرقی نمی کند اهل کدام دیارند و به چه زبانی حرف می زنند.

فرقی نمی کند چند سال دارند و چه قیافه ای.

مهم این است که هریک با تو دنیایی ساخته اند و می دانند که حالشان را می فهمی.

نمی دانم در ذهن آن پیرزنی که تو را به جدت قسم می دهد، یا آن جوان که قطرات اشک بر گونه اش می غلتد و یا آن دخترک که چادر سفید گلدار بر سر کرده و با زبان کودکانه سلام می کند؛ چه می گذرد.

اما می دانم که همه با دستان پر بازخواهند گشت چراکه در گوشه گوشه ی آستانت، نسیم اجابت می وزد.

آرام آرام گام بر می دارم.

حواسم هست که بال ملائک، سنگفرش قدوم زائرانت شده است.

کبوتران حریمت حسادتم را بر می انگیزند. کاش می توانستم دورت بگردم. parandeh

حتی به خشت های گنبدت حسودی می کنم.

دیگر نمی توانم به گنبدت خیره شوم.

آخر چشمان گناه آلودم تاب این همه نور را ندارد. سرم را پایین می اندازم. 

زیر لب حرفهایی را که مدت هاست روی دلم مانده، مرور می کنم. نزدیک و نزدیکتر می شوم. ضربان قلبم تند و تندتر می شود. نفس هایم به شماره افتاده؛ اشک امانم را بریده؛

بالاخره به ضریحت می رسم…0122

سلطان سریر ارتضا، شمس الشموس، انیس النفوس رو به تو ایستاده ام…

به یکتایی خدا و ولایت تو و پدران و فرزندانت گواهی می دهم. گواهی می دهم که شما خاندان تمام خوبی هایید.

کنارت می نشینم و باز سلام می کنم:

سلام ولی خدا، سلام حجت خدا، سلام نور خدا در تاریکی ها. با تمام زبان ها سلامت می کنم.

آخر تو وارث تمام خوبی هایی.آن چه نوح و ابراهیم و موسی و عیسی دارند؛ تو یکجا داری.

تو وارث بر حق تمام پدرانت هستی…

در میان ازدحام دل های عاشق، به ضریحت نزدیکتر می شوم. فرصت را غنیمت شمرده و صدا می زنم:

یا باب الحوائج، خوب می دانی که رنج سفر را به جان خریده ام و با هزاران امید و آرزو به آستانت آمده ام.

من، تنها نیامده ام بلکه ده ها دل عاشق را با خود به زیارت آورده ام؛ آخر خیلی ها هنگام بدرقه ام، التماس دعا داشتند.

emam-reza-www.yasgroup.ir-1

 

یا ضامن آهو، دلم آهوی گریزپایی شده که یادش می رود پشت سرش هزاران صیاد کمین کرده اند و پیش رویش هزاران دام نهاده اند.

تو ضمانت دلم را بکن.

ای حج فقرا،

یاریم کن دلم را جایگاه حق کنم تا کعبه ی جانان شود.

کمکم کن تا در این آشفته بازار دنیا، بهای خویش را بیابم و ارزان فروشی نکنم.

بابای مهربانم،

خودت بهتر می دانی که خیر فرزندت در چیست. پس حواله ی تمام خوبی ها را نصیبم کن.

emam-reza (98)

دو رکعت نماز عشق می خوانم. دلم را مشبک های ضریح گره می زنم. دست بر سینه، عقب عقب می روم.

می خواهم تا جای که می شود چشمانم به ضریحت دوخته باشد. دیگر دور شده ام. برمی گردم.

دیگر به کبوترانت حسودی نمی کنم چراکه آن قدر سبک شده ام که می توانم پرواز کنم.parandeh

 

هنگام خروج خداحافظی نمی کنم بلکه دست ادب بر سینه گذاشته

و باز سلام می دهم.

آخر کار من با تو تازه شروع شده…

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

1_aaaa

 نویسنده:خانم الف. خیاط

 

Views – 2113

درباره‌ی adine9

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*