تازه ها
خانه / مناسبتهای ویژه / سکوتت را بشکن برادر!

سکوتت را بشکن برادر!

parandehبعد از سی سال خانه نشینی علی علیه السلام که با خار در گلو، سلام های بی جواب و ناله های مخفیانه در چاه سپری شد، برایم بسیار سخت است که ببینم تو نیز عبای تنهایی بر سر کشیدی و بغض فروخورده ات را با خون جگر، بر طشت می ریزی.

صلح تو، هزاران بار تلخ تر از جنگ های پدر است؛ سخت تر از غزوه های پیامبر صلی الله علیه و آله .

پرده اندوه را از چشمانت برکش و به یاد دار که چگونه پدران جهل، باب العلم ـ علی علیه السلام ـ را به تنهایی در کوچه های کوفه کشاندند.

این مردمان کج اندیش و نفهم که تو را به خاطر پذیرش صلح، مذل المؤمنین می خوانند، همان اشباه الرجالی هستند که هنگام دعوت به جنگ از سوی پدرمان، سردی و گرمی هوا را بهانه می کردند و زر و سیم معاویه، انصافی برایشان باقی نمی گذاشت که فرق عزت و ذلت را بفهمند.

کدام مؤمن نمی داند که امت نفرین شده علی (علیه السلام) ، با همان دستی با تو بیعت کردند که پیش از این، عهد و پیمانشان با علی (علیه السلام) را شکسته بودند و رشته دین و دلشان را به کاخ سبز کفر، دخیل بسته بودند؟!

من از آن روزی که خطبه دادخواهی و حق طلبی مادرمان، به گریه های خاموش پایان گرفت و هیچ مردی در دفاع از حریم نبوت، لبی نجنباند و قدمی برنداشت، رشته امیدم را از این مردم گسستم.

برادر عزیزم!

هنوز عطر خاک چادر مادرم از سجاده تو به مشام می رسد؛ بوی خون آلود کوچه هایی که به صورت کبود مادر و سکوت دیرینه تو امتداد یافت.

تا کی بر این سکوت و خاموشی، پایدار خواهی ماند؟

28 صفر17

parandehتا آنجا که حسین (علیه السلام) با قامت خمیده، تیرهای خونین را از کفنت به درآورد و عباس (علیه السلام) ، با غیرت فروخورده اش، در گوشه غربت بقیع برایت قبر بکند؟

امید دلنوازم؛ برادرم!

آن کس که گوش شنوا داشته باشد، در سکوت تاریخی تو، اعتراض خاموشت را می شنود که از هزاران چکاچک شمشیر و رجزخوانی جنگ، پرصلابت تر است و شور آفرین تر!

وقتی پاره های جگر مجتبی(علیه السلام) از حنجر همیشه صبورش فوران کرد و آتشفشان شد و در تشت فرو ریخت، خون دل آل محمد (صلی الله علیه و آله) ، در آن پاره پاره های معصوم، موج می زد و آغاز کربلا در آن خون مظلوم نطفه می بست.

آغاز همه فتنه ها و ستم های نامرسوم عاشورایی، آغاز لب های عطشناک و خون های همیشه جاری کربلا، از حنجره مجتبی(علیه السلام)، از لب های به جام زهر سیراب شده او جاری شد

28 صفر22

parandehمدینه این شب ها، قلبِ غم زده عالم است. چشم دل که بگشایی، خاکستر مرگ بر سر و روی مردمانش می پاشد و در داغ هجران محبوب، روی غمزده احساس را می خراشد.

کاش مثنوی غربتش را ورق بزنی تا تو را هم راز سینه ای کند که هرگاه در فراق رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ، در تنگنای پرآشوب روزگار محبوس می ماند، عطر یار سفر کرده را از شمیم بهشتی پاره جانش حسن (علیه السلام) می بویید!

بارها از دریچه چشمان غفلت زده مردمش دیده بود که پیامبر(صلی الله علیه و آله)، دو ریحانه آسمانی اش را بر روی پاهای معراج رفته اش می نشاند و لبان مبارک خود را بر غنچه لب هایشان می گذاشت؛ گویی که گل های بهشت خدا را می بوید و می بوسد.

اگر دل به داغ های سینه اش داده ای، می دانی که در پاره های جگر کدام شقایق دل سوخته اش متحیر مانده و شادابی و شکوه روزهای حضور پیامبر(صلی الله علیه و آله) را به تنهایی و بی کسی کدام فرزند غریب او وا داده است.

امشب، رد اشک ها را که بگیری، تو را یکسره تا سال های پربهاری خواهد برد که پاره تن زهرا(سلام الله علیها) و علی (علیه السلام )، بر پشت دو تا شده اشرف عالمیان در محراب عبادت، می نشست و خدا می داند که سجده پیامبرش، به جهت آن طولانی می شد که مبادا دردانه اهل آسمان آزرده گردد.

امشب، پلک های مدینه تا صبح، میزبان سپیدی بال های روشن ملائک است؛ خیل فرشتگانی که آمده اند، تک ستاره جوانان بهشت را بر روی دستان زمین، رصد کنند.

28 صفر2

درود خداوند بر امام بزرگواری که هنگام نماز، در پیشگاه معبود، از خوف و خشیت او بدنش می لرزید و روی مبارکش زرد می گشت!

سلام و درود خدا بر امام صبوری که برای نجات دین خدا، تلخی صلح با حکومت طاغوتی معاویه و کنایه و طعن منافقان را به جان خرید!

درود خداوند بر امام غریبی که در خانه خود نیز مظلوم و تنها بود!

28 صفر

Views – 2832

درباره‌ی admin

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*