تازه ها
خانه / مناسبتهای ویژه / شرحی بر زیارت اربعین(۵)

شرحی بر زیارت اربعین(۵)

فراز پنجم:عبرت آموزی از سالار شهیداناربعین2

 

– اشهَدُ انـَّکَ اَمینُ الله وابنُ امینهِ؛ گواهی می دهم که تو امانت دار خدا و پسر امانت دار او هستی.

– عِشتَ سَعیداً وَ مَضَیتَ حَمیداً وَ متَّ فـَقیداً مـَظلوُماً شهیداً؛ گواهی می دهم که سعادتمند زندگی کردی و ستوده در گذشتی، و هنگامی که رحلت کردی از وطن خود دور بودی و در حالی که ستم دیده بودی، به شهادت رسیدی.

– و اشهـَدُ انَّ الله مـُنجـِزٌ ما وَعـَدَکَ ؛ و گواهم که خدا وفا کند بدان چه تو را وعده داد.

– و مُهلِکٌ مَن خـَذلـَکَ و مُعـَذبٌ مَن قتلکَ؛ و ( خدا) هلاک کند هر آن کس که تو را رها کرده و ترک گفته وعذاب کند کسی که تو را کشت.

– و اشهـَدُ انـَّکَ وَفیتَ بِعَهدِ الله؛ و گواهی می دهم که به عهد خدا وفا کردی .

– و جاهـَدتَ فی سـَبیلِهِ حتی اتیکَ الیـَقینُ ؛ و در راه (خدا) ، تا رسیدن لحظه مرگ جهاد کردی .

آن حضرت به دلیل موقعیت خاصّی که برایش پیش آمده، درس های زیادی به طور عملی به تمام انسان های تاریخ و جوامع بشری داده است که به اختصار بیان می کنیم:

 

الف – فضایل شخصی و فردی:

۱- توحید و عرفان. او کسی است که توانست مضمون بلند دعای عرفه را که اوج عرفان در آن موج می زند در کنار حادثه خونبار کربلا جمع کند.(۱) آن حضرت در اوایل دعای عرفه، از خداوند مقام احسان را طلب می کند و عرضه می دارد: «اللهم اجعلنی أخشاک کأنّی أراک»؛ اما مقداری که پیش می رود و اوج بیشتری می گیرد، محتوای بلند «عمییت عینٌ لا تراک علیها رقیبا» را بر زبان جاری می کند. اینجا دیگر بحث از گویا (کأنّ) تو را می بینم، نیست. بلکه «أنّ» است که مقام «کأنّ» نشسته است یعنی مطلوب آن حضرت واقعا و حقیقتا دیدن است نه «گویا» دیدن.(۲) و این است اوج عرفان.

۲- عبادت و بندگی. او دوستدار عبادت و بندگی خدا بود چنانکه در روز تاسوعا به حضرت عباس(سلام الله علیه) فرمود: برادرم جانم به فدای تو اگر توانستی امشب را مهلت بگیر خدا می داند که من نماز، مناجات، تلاوت قرآن و دعا و استغفار را دوست دارم و می خواهم امشب با این ها وداع کنم.(۳)

۳- ترک از خود بیگانگی در برابر دنیا و خواسته های آن. مبارزه در راه خدا شرایط و اصولی دارد که تحصیل آن ها لازم است و موانع و دوافعی دارد که پرهیز از آن ها ضروری است لیکن مهمترین و اصلی ترین شرط جهاد همان تجارت دنیا به آخرت است (یعنی فروش دنیا و خرید آخرت). یعنی بدون فروش دنیا، مبارزه صبغه الهی نداشته و به پیروزی حق نمی رسد.(۴) ترک دنیا مراتبی دارد همان طور که دریافت آخرت نیز درجاتی خواهد داشت. بالاترین مرتبه ترک دنیا رهایی از ماسوای خداست چنانکه عالی ترین درجه پاداش آخرت، لقای او خواهد بود و شهیدان شاهد می توانند توفیق ترک ماسوای خدا را در این جا تحصیل کنند تا لذت لقایش را در آن جا بچشند (۵)و امام حسین(علیه السلام) سرور و سالار همه شهیدان است. 

۴- تسلیم در برابر رضای خداوند. چنانکه آن حضرت در آخرین لحظات نیز در مناجات خود عرضه می دارد: «صبراً علی قضائک یاربّ … صبراً علی حکمک …»؛ پروردگارا بر قضا و حکم تو صبر می کنم… . نه تنها خود آن حضرت چنین است بلکه اهل بیت خود و اصحاب خود را نیز توصیه می کند که در مقابل قضای الهی صبر کنند و تسلیم باشند.

۵- آگاهی و شناخت به تمام ارزش های الهی و انسانی.

۶- شجاعت و مروّت.

۷- استقامت و پایداری در برابر ناملایمات و سختی ها.

۸- عزّت نفس و مناعت طبع.

۹- عفو و بخشش.

۱۰- نترسیدن از مرگ و شهادت و استقبال نمودن از آن.

 

ب – فضایل اجتماعی و سیاسی:

۱– ایثار و از خودگذشتگی.

۲- وفاداری.

۳- برابری و نفی تبعیضات ناروا.

۴- عزّت سیاسی.

۵- امر به معروف و نهی از منکر. امیر مؤمنان(علیه السلام) فرمود جهاد شعب و پایه هایی دارد که یکی از آن ها امر به معروف و نهی از منکر است و در جات برین آن بر درجات نازل آن توفق دارد، از این رو آن حضرت در کلمات قصار خود فرمود که جهاد در راه خدا نسبت به امر به معروف و نهی از منکر، مانند آب دهان است نسبت به دریا و این گوشه ای از عملکرد سالار شهیدان است، چنانکه خود آن حضرت نیز یاران باوفایش را با این سنت و سیرت آشنا کرد. 

۶- نبودن پیروزی حقیقی در اکثریت. وقتی به حضرت ابا عبدالله(علیه السلام) پیشنهاد کردند که شما بر این قیام نابرابر اصرار نورزید، فرمود من محور امتحان الهی هستم ؛ بر این اساس، شهادت پیروزی است و اگر کسی خواست پیروز شود باید به سمت من بیاید و این چنین نیست که انسان ساکت و ساکن ظفرمند شود بلکه ظفرمندی و پیروزی در قیام در برابر باطل و ظالم است.

۷- قربانی کردن مصلحت در پای حقیقت؛ یعنی ترک سیاست های محافظه کارانه، برای اثبات حقیقت.

۸- مبارزه با زور و استبداد، و بیعت نکردن با مستبدان و مستکبران.

۹- جدا نبودن سیاست حقیقی از دیانت و یکی بودن حماسه و عرفان.

و دیگر ویژگی های فردی و اجتماعی و سیاسی که در کتب دیگر نیز مطرح است و از آنجا که توضیح و تفسیر هر یک از آنها خود کتابی است، جستجو در سیره امام حسین(علیه السلام) و یافتن نمونه های رفتاری آن حضرت را در مورد هر یک از این ویژگی ها به خوانندگان واگذار می کنیم.

این درس ها و پیام ها ، قطره ای است از دریای بی کران از عالی ترین نمونه انسانیّت. حال چگونه می شود، کسی خود را هماهنگ آن امام کرده باشد، وجیه و آبرومند نزد خداوند نبوده و عاقبت به خیر نشده باشد. و چگونه ممکن است، انسانی در دنیا با آن حضرت، همگون و هم عقیده و هم جهت (فردی، اجتماعی، سیاسی) باشد و در آخرت از مقام قرب، رحمت و مغفرت به دور باشد، اصولاً تضمین آخرت و سعادت در آنجا بستگی، به سعادت در دنیا دارد، پس حال که دانستیم در همراهی با حسین علیه السلام چه ارزشی نهفته است، جای آن دارد که با تمام خضوع و خشوع از خدای متعال خواستار وجاهت و مقبولیت نزد خودش به واسطه همراهی با حسین علیه السلام باشیم.

پی نوشت ها:

۱) حماسه و عرفان، آیت الله جوادی آملی، ص۲۳۰

۲)همان، ص۲۳۴

۳) کوثر کربلا، آیت الله جوادی آملی، ص۲۴۰

۴)حماسه و عرفان، ص۴۰

۵)همان،ص۴۴

درباره‌ی admin

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*