تازه ها

آب فرات

السقاء

در روزهایی که اهل کوفه آب را بر روی اهل بیت امام حسین علیه‏السلام بستند، قمر بنی‏هاشم علیه‏السلام برای آنها آب آورد.

لقب مزبور در کتب انساب و مقاتل بسیار دیده شده است. بنگرید به «عمده الطالب» و «مزار» و «سرائر» ابن‏ادریس و «تاریخ خمیس» و «نور الابصار» شبلنجی و «کبریت احمر».

در کتب تاریخ، ۱۷ منصب برای حضرت اباالفضل العباس علیه‏السلام نوشته ‏اند که مهمتر از همه منصب سقایت است، زیرا در طریق انجام این وظیفه حداکثر خدمت و بروز حسن نیت را به امام عصر خویش نشان داده است. آن حضرت، از دوم محرم تا شب عاشورا چهار بار آب به خیام حرم برد.

هر کسی حاجتی داشت یا آب می‏خواست، به قمر بنی‏ هاشم علیه‏السلام مراجعه می‏کرد. تا عباس بن علی علیهماالسلام زنده بود، لشکر بنی‏ امیه جرأت تعرض به خیام حرم را نداشتند، و لذا امام حسین علیه‏ السلام بالای سر او فرمود: «الآن انکسر ظهری و قلت حیلتی» و افزود چشمهایی که دیشب از بیم تو به خواب نمی‏رفتند امشب به خواب می‏روند و چشمهایی که به اتکای وجود تو خوش می‏خفتند امشب مضطرب و بی‏خواب خواهند شد.

اگر کسی بخواهد به سیدنا و سید الکونین حضرت اباعبدالله الحسین علیه‏السلام توسل و تقرب جوید بابش مولانا «باب الحوائج» آقا ابوالفضل العباس علیه‏السلام است.

 7-BG-only-1030x579

شریعه

در لغت، به معنای راهی است که به آب رود، یا دریا منتهی می‏شود، آبشخور، جای ‏برداشتن آب از رودخانه، نهر کوچک تر که آب رود، از آن طریق بر دشت، مسلط می‏شود. لغات دیگر این اصطلاح عبارت است از: مشرع، مشرعه، شرعه، مشرب، منهل، ورد، مورد، آبخور، آبشخور، شریعه فرات[۱]

در روز عاشورا، عباس بن علی‏ علیه ‏السلام برای آب آوردن ‏از فرات به شریعه رفت.در حاشیه رودخانه فرات، منطقه نخلستانی بود.در همان شریعه ‏بود که در پشت نخل کمین کرده دست راست او را از کار انداختند و در همان مسیر به ‏شهادت رسید و همانجا نیز دفن شد.

8_6

شط فرات

نام نهری در سرزمین کربلا، که حادثه عاشورا نزدیک آن اتفاق افتاد و امام حسین‏ علیه السلام»ویارانش لب تشنه در کنار آب، شهید شدند.

فرات، نهر مقدس و با فضیلتی است که طبق ‏روایات، دو ناودان از بهشت بر آن می‏ریزد و نهری پر برکت است و کودکی که کامش را با آب فرات بردارند، دوستدار اهل بیت‏ «علیه السلام» می‏شود.[۲] در حدیث است که فرات، مهریه‏ حضرت زهراست.[۳] مستحب است برای زیارت امام حسین از آب فرات غسل زیارت کنند که‏ موجب آمرزش گناهان است.[۴] نوشیدن از آب فرات نیز مطلوب است.امام صادق علیه السلام»به‏ سلیمان بن هارون فرمود: «ما اظن احدا یحنک بماء الفرات الا احبنا اهل البیت‏».[۵] .924525d3-b04b-4f8a-8de7-9be25605951f

و نیز فرمود: «من شرب من ماء الفرات و حنک به فانه یحبنا اهل البیت‏»،[۶] هر کس از آب ‏فرات بنوشد و کام را با آن بردارد، او دوستدار ما خاندان خواهد بود.در حدیث، از فرات ‏بعنوان نهر مؤمن و نیز نهر بهشتی یاد شده است: «نهران مؤمنان و نهران کافران، فالمؤمنان: الفرات و نیل مصر…»[۷] «اربعه انهار من الجنه: الفرات…».[۸] .

«فرات‏» یادآور عظیم ترین حماسه خونین و ماندگارترین صحنه وفا و صبر است. شیر مردان عاشورایی در کربلا، در محرم سال ۶۱ هجری توسط نیروهای‏ «ابن زیاد» در محاصره قرار گرفتند و آب به روی اردوگاه امام حسین علیه السلام»و اطفال و خیمه‏ ها بسته شد.

سپاه دشمن می‏خواست با قرار دادن حسین‏ علیه السلام»در مضیقه بی آبی، او را به تسلیم وا دارد، اما آن حضرت مرگ شرافتمندانه و تشنه کامانه را برگزید.عباس‏ علیه السلام»که برای آب آوردن از فرات، برای کودکان تشنه رفته بود.در کنار همین نهر علقمه دستانش قطع شد و به‏ شهادت رسید.

 

 

hazrat-abbas (47)

علمدار

از لقبهای قمر بنی هاشم است که در کربلا، پرچم لشکر امام بر دوش او بود.نقش ‏علمدار در میدان نبرد، مهم بود و عامل حفظ انسجام نیروهای سپاه محسوب می‏شد.روز عاشورا، امام حسین‏ «علیه السلام‏» یاران اندک خود را به سه جناح چپ و راست و قلب تقسیم کرد وبرای هر یک فرماندهی برگزید و پرچم را به دست برادرش عباس داد.[۱۰] .

روز عاشورا نیز چون عباس‏ «علیه السلام خدمت امام آمد و از او اذن میدان طلبید، امام گریست‏ و ابتدا اجازه نداد و فرمود: تو علمدار منی، اگر تو بروی و کشته شوی، سپاه من از هم ‏می‏پاشد: «یا اخی انت صاحب لوائی و اذا مضیت تفرق عسکری‏».[۱۱] .


قمر بنی هاشم‏

ماه بنی هاشم.این لقب را امام حسین‏ «علیه السلام‏» هم به عباس می‏گفت.

از جمله هنگام‏ عزیمت از مدینه به سوی مکه …، وقتی همه خاندان عصمت‏ سوار بر محمل شدند، امام ندا داد: «این اخی؟ این کبش کتیبتی، این قمر بنی هاشم‏» عباس‏هم پاسخش داد: «لبیک، لبیک یا سیدی!»[۱۲] این لقب را به خاطر زیبایی و چهره دل آرای‏ اباالفضل‏ «علیه السلام‏» به او داده بودند.

 

22.jpgقمر

پی نوشت ها :

[۱] لغت‏نامه، دهخدا.

[۲] سفینه البحار، ج ۲، ص ۳۵۲، المزار، شیخ مفید، ص ۱۸.

[۳] همان، ص ۵۶۳.

[۴] همان، ج ۱، ص ۵۶۵.

[۵] وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۳۱۴، بحار الانوار، ج ۱۰۱، ص ۱۱۴.

[۶] همان.

[۷] همان، ج ۱۷، ص ۲۱۵.

[۸] همان.

[۹] فرهنگ فارسی، معین.

[۱۰] بحار الانوار، ج ۴۵، ص ۵ و ۳۹.

[۱۱] معالی السبطین، ج ۱، ص ۴۴۱.

[۱۲] معالی السبطین، ج ۱، ص.۲۲۰.

Views – 4828

درباره‌ی admin

یک نظر

  1. تشکر می کنم بابت زحماتی که می کشید.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*