تازه ها
خانه / اخبار / شهید علی رحیمی از دانشجویی تا سطوح فرماندهی خاطرات سرهنگ پاسدار علی سهی بخش دوم
شهید علی رحیمی از دانشجویی تا سطوح فرماندهی خاطرات سرهنگ پاسدار علی سهی بخش دوم

شهید علی رحیمی از دانشجویی تا سطوح فرماندهی خاطرات سرهنگ پاسدار علی سهی بخش دوم

قسمت دوم :

نظم و ترتیب شهید :

مورد دیگر از خصوصات بارز این شهید بزرگوار نظم و ترتیب  بود  ، بطوریکه آن زمان ها هنوز در هیچ جای ، مرسوم نبود کسی با لباس اطو کشیده وارد محل کار ، مگر تعداد قلیلی از معلّمین و کارمندان   ،  ولی ایشان جزء تعداد محدود دانش آموزانی  بود که وارد کلاس  با لباس اطو کشیده می شد .  چطوری ؟ ( در آن زمان اطو برقی کسی نداشت و اطو ذغالی مرسوم بود آنهم افراد صاحب نفوذ و مرفّع  )  به این صورت که یک کتری را نصف آب کرده و بر روی چراغ می گذاشت وقتی  جوش می آمد، بر می داشت ، روی لباس می کشید، و به این ترتیب لباس ها را اطو می کرد . یا روش دیگر اینکه ، سر شب لباس را می شست و روی بند یا طناب  می انداخت  و سپس مقداری که خشک می شد ، زیر بالشت و یا تشک پهن و روی آن می خوابید،  لذا صبح آن را آماده و اطو کشیده پوشیده و به مدرسه می رفت ، که گاهاً مادر ایشان به مزاح می گفت اینقدر به خودت زحمت نده علی !! مگر تو چکاره مملکت هستی که اینقدر زحمت می کشی !  که ایشان با تبسم ملایم و خنده بر لب می گفت مگر ، هر که نظم و انضباط داشته باشد !!  باید رئیس یا وکیل و…. ، مگر برای یک دانش آموز  نظم وانضباط نباید باشد!!  مگر سفارش پیامبر (ص)  و ائمه معصوم (ع)  بر این امر تاکید نشده است !!! و یا آن موقع رسم بود که دانش آموزان باید یک مقدار پارچه سفید به اندازه ۱۰ الی ۱۵ سانتیمتر یا بیشتر ، بر روی یقه کُت نصب ، تا نشانه ای از دانش آموز بودن باشد . که ایشان بدون کوچکترین توقف همیشه برروی یقه خود آن را نصب داشت (  فکر کنم جزء دو الی سه نفری بود که مقید به این امر بود ) که این نشانه دیگری از انضباط  این بزرگوار بود . یک مطلب دیگر که یادم آمد ، ایشان دوچرخه ای داشت که اکثر مواقع آن را می شست و با دستمال پاک می کرد ، ومی گفت وسیله انسان باید همیشه تمیز و مرتب باشد . لذا این امورات و کارها این شهید بزرگوار انسان را به  حدیث شریف مولی و مقتدی خویش حضرت امیر المومنین ( ع ) می اندازد ، که فرمود :  اوصیکُم بِتَقْوَی اللّه‏ وَ نَظمِ اَمْرِکُم؛ شما را به پرهیزکاری و نظم در کارها سفارش می‏کنم . خب یک  دانش آموز با آن سن و سال کم،  چطور اساس و پایه کار خود را با  الگو گیری از دین قرار که این هم جزء شگفتیاها و تعمق دینی ایشان نسبت به این امر بود .

رعایت حلال و حرام در خوردن و آشامیدن شهید :

دوست و همکلاسی ،  یک ماهی از حوض باغ  آقایی آورده  و آن را در خانه پخته  و سپس برای صرف شام به پارک (گلستان طالقانی ) مراجعه که  بنده به اتفاق چند تن از دوستان آنجا بودیم ، یک لحظه متوجه شدم شهید علی رحیمی از راه رسید ! ( البته شهید رحیمی را هم دعوت کرده بود ولی نگفته بود می خواهم ماهی بدهم ) و گفت چکار می کنید که قضیه را برای وی گفتیم ، نامبرده اکتفا به خوردن چند لقمه نان خالی که اطمینان می داد شبهه ناک نیست ، نمود و جریان گرفتن ماهی را سئوال کرد ( چون آن موقع ماهی در مغازه های سرایان وجود نداشت ) به محض شنیدن داستان  ، از آن  نخورد و گفت من دوست ندارم و سپس به خانه مراجعه و به مادرش می گوید که شام بیاورید ، مادر اظهار می دارد !  تو که قرار بود با دوستانت شام بخوری ! که داستان و قضیه را برای مادرش گفته و اظهار می دارد چون آن غذا  برای من حلال وشرعیّت آن  محرز نبود ، از خوردن آن اجتناب کردم . که  اخیراً  در  دیدار با  مادر شهید ، نامبرده اشاره ای به آن نمود .

خاطرات دوران دبیرستان  و شروع نهضت :

شهید رحیمی در دوران تحصیل در لابلای کلاس درس ، تلاوت قرآن کریم می کرد . گاهی اوقات سبک های  مختلف قاریان قرآن ( قاریان مصری که مشهورترین آنها  عبدالباسط بود و هنوز قاری ایرانی وجود نداشت و یا اگر داشت مشهور نبود )  را تلاوت  می کرد به قول خودش صدای عبدالباسط مصری را تقلید می کرد که همه دوستان و همکلاسی ها به طنز ، عبدالباسط سرایانی می گفتند . وی در مجالس مذهبی هم حضوری فعال داشت  . و دعای توسل و کمیل قرائت می کرد . ماه مبارک رمضان که می شد طبق معمول هر سر کوچه و برزن  سرایان یک مسجد کوچکی وجود ( که هم اکنون دارد)  !  که تعداد افراد هر محله در آن مسجد جمع و تلاوت یک جزء قرآن می نمودند  ، ایشان با همان سن و سال کم ، خود را در وسط افراد مُسن  سال و بزرگترها  جای و اجرای تلاوت می کرد . ( پیرترها  و دوستان یادشان هست در قدیم  ، مُسن تر ها حتی  انسان های متدیّن اهمیّت زیادی به نوجوان ها و جوانان  نمی دادند و باخودشان این رویّه که هر کسی باید در جای خودش قرارگیرد ، را متاسفانه در برخوردشان  داشتند ) ولی ایشان این هیمنه و به تعبیر روشن تر کار غیر ارزشی را درهم شکست  و خود را کنار بزرگترها جای و بقولی اظهار وجود می کرد   .

از سال ۵۶ که نهضت حضرت امام خمینی (ره ) آشکار و فراگیر شد، نامبرده پا به پای دیگر دوستان در راهپیمایی شرکت و گاهاً پخش اعلامیه های امام (ره) را شبانه انجام می داد . در جلسات معتمّدین انقلابی شهر سرایان ( به تعبیری جلسات زیر زمینی مبارزین ) که تصمیم گیرنده  برای راه کارها و برنامه هایی که قرار بود،  روز بعد در جهت هدایت مردم به سمت و سو و اتخاذ شعارهای مناسب و به قول امروزی  ( به روز و آنلاین)  ،  بطور منظّم شرکت و بعضاً مطالب و گاهاً اعلامیه ها حضرت امام ره ، را در محیط مدرسه و کلاس درس برای افراد خاص و دوستان و همکلاسی ها پخش و روشن گری و سپس در تظاهراتها و اعتراضات خیابانی ،  دوش به دوش دیگر مردم حضور فعال داشت .

ادامه دارد

Views – 323

درباره‌ی admin

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*