تازه ها
خانه / مناسبتهای ویژه / فرصت پرواز (دلنوشته ای زیبا از نویسنده آیسکی)

فرصت پرواز (دلنوشته ای زیبا از نویسنده آیسکی)

روز عرفه، بر عارفان حق،

آنان که از خیمه وجود خویش بیرون می آیند

و با آتش شوق و اشتیاق وصال،

به دعا و نیایش متوسل می شوند،

خجسته باد

parandehفرصت پرواز

 گفته بودند: چهل شب چله نشینی کن ،شب چهلم به اوج آسمان خواهی رفت و من چهل بار چله نشینی کردم اما هرگز خبری از پرواز نشد ؛چراکه یادم رفته بود به چهلستون دنیا زنجیر شده ام.

هر وقت به یاد آن روز می افتادم که بخاطر من به فرشتگانت فخر فروختی و گفتی “انی اعلم مالا تعلمون” و حال اکنون خودم را می دیدم ،شرم می کردم. قرار بود خلیفه تو باشم، شدم جانشین شیطان…

      دیگر حسابی ناامید شده بودم و یادم رفته بود که ناامیدی از درگاهت، گناهی بزرگتر است .

خوب شد حسینت مرا به خود آورد. چه خوب شد که این کشتی نجات سوارم کرد و این چراغ هدایت، روشنی راهم شد.

امروز من امید دارم به عرفه، به اینکه صدایم را پشت صدای حسینت مخفی کنم و به آسمان ببرم. به اینکه حرفهای دست و پاشکسته ام را به مناجات رثای ثارالله زنجیر کنم و به اعلی بکشانم.

13765672536388715967به اینکه قطرات اشکم را به جویبار اشکهای گل نرگست گره بزنم وتو قبولش کنی و به حرمت پاکی دل یوسف زهرا دلم را خانه تکانی کنی.13765672536388715967

امروز ازحسین(علیه السلام) آموختم که با تک تک جوارحم تو را فریاد بزنم، آنگه که در مناجاتش ذره ذره وجودش را نام می برد:“نور بصری و اساریر صفحه جبینی و خرق مسارب نفسی و…”

البته یادم نرفته است که تک تک اینها عطای تو بودند و من با عطا، خطا کردم.اما باز هم امید دارم به تو، به عرفه، به چهارده نور.

امروز آمده ام تا گمشده ام را بیابم: خودم را، خدایم را…

امروز باید نفس افسارگسیخته ام را به بند آورم تا فردا قربانی اش کنم.

الهی به امید تو…

نویسنده: خانم الف خیاط

 

درباره‌ی admin

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*