تازه ها
خانه / اخبار / متن خطبه های نماز جمعه ۱۷-۶-۹۶ توسط حجت الاسلام والمسلمین طالبی
متن خطبه های نماز جمعه ۱۷-۶-۹۶ توسط حجت الاسلام والمسلمین طالبی

متن خطبه های نماز جمعه ۱۷-۶-۹۶ توسط حجت الاسلام والمسلمین طالبی

خطبه اول:

در خطبه های گذشته گفتیم که انسانی که زندگی مجاهدانه رو انتخاب کرده است، بر اساس تکلیف و وظیفه خود عمل می کند و گفتیم فلش و جهت اصلی در زندگی مجاهدانه حرکت در مسیر قرآن است،

گفتیم دانستن جهت کلی تکلیف و وظیفه کافی نیست، در کنار دانستن جهت کلی تکلیف در زندگی مجاهدانه دو شرط اساسی برای عمل بر اساس تکلیف لازم است.

شرط علمی انجام وظیفه و تکلیف، تشخیص دقیق وظیفه و تکلیف است،

اما در کنار این شرط علمی یه شرط عملی هم برای انجام تکلیف و آن پذیرش لوازم تکلیف است، خیلی ها حق را می شناسند اما حاضر نیستند، لوازم آن را هم به جان بخرند، لذا یا حق را به گونه ای دیگر تفسیر می کنند، یا خودشان را به نادانی می زنند.

قطعا خیلی ها قیامت را باور دارند، اما وقتی محاسبه می کنند و  که باید به لوازم آن پای بند باشند، سستی می کنند و خود را به نادانی می زنند یا اصلا اصل آن را انکار می کنند. قرآن در سوره قیامت می فرماید: بَلْ یُرِیدُ الْإِنْسانُ لِیَفْجُرَ أَمامَهُ  یَسْئَلُ أَیَّانَ یَوْمُ الْقِیامَه

شما موارد فراوانی رو در تاریخ شنیده اید که کسانی که مطالبی رو علم دارند اما وقتی پای شرط عملی تکلیف به میان می آید، کم کاری می کنند و کوتاهی میکنند و بر خلاف علمشان عمل می کنند.

لذا حضرت امیر علیه السلام در ادامه این نامه به فرزندشان امام حسن علیه السلام می فرماید:  خُضِ الغَمَراتِ اِلَى الْحَقِّ حَیْثُ کانَ، باید برای اینکه به تکلیف عمل کرده باشی، سختی ها و لوازم پذیرش حق را هم به جان بخری،

بعضی ها انقلاب رو حق می دانند، بعضی دین را حق می دانند، خیلی از مطالب رو حق می داند ولی حاضر نیستند، لوازم پذیرش این حق را بپردازند،

می گن ما علی رو دوست داریم و براش عزاداری می کنیم و برای حسنیش به سر و سینه می زنیم ولی با کسانی که مخالف تفکر علی هستند، کسانی در سپاه مقابل حسین بن علی ایستاده اند هم می خواهند سر یک سفره بنشیند، خوب نمی شود، باید برای همراهی با علی هزینه داد، باید لوازم پذیرش علی رو پرداخت، باید مثل ابوذر های تبعید شد، باید مثل میثم تمارها سرش بالای دار برود، باید مثل مالک اشتر ها خون دل خورد و زهر جفا نوشید تا پای علی بایستی، این شرط عملی به تکلیف است که باید لوازم پذیرش حق رو به  جان خرید،

خطبه دوم:

در این خطبه چند نکته ای رو محضر شما عزیزان تقدیم می کنم،

مطلب اول، پیرامون عید سیعد غدیر است، که پیشاپیش ای عید بزرگ اسلامی و به تعبیر روایات عیدالله الاکبر رو محضر شما همشهریان عزیز و گرانقدر تبریک عرض می کنم.

حادثه غدیر بعد از بعثت نبی مکرم اسلام بزرگترین حادثه سیاسی اجتماعی دنیای اسلام است. آنقدر بزرگ و عظیم است که ثمره بعثت انبیاء و اولیاء در گرو این حادثه بوده و قرآن این گونه از آن یاد می کند، که یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ‏ رِسالَتَه‏

این حادثه رو از زاویه های مختلف می توان مورد بحث قرار داد، آنچه اتفاق افتاد و همه شما آن را می دانید این است که نبی مکرم اسلام به دستور خداوند تبارک و تعالی، مسیر خلافت و جانشینی پیامبر را تعین می کند و امیرالمؤمنین به عنوان امام جامعه اسلامی به مردم معرفی می گردد، و اتفاقی بعدی که در کنار آن می افتد، همه مسلمانان مکلف می شوند که با امیرالمؤمنین بیعت کنند، لذا بر اساس برخی نقل های تاریخی تا سه روز نبی مکرم اسلام و امیرالمؤمنین در سرزمین غدیر حضور داشتند و زن و مرد با ایشان بعیت می کردند، این دو مطلب و دو اتفاق مبنای یکی از مباحث پر چالش و پر ثمر، علم سیاست و دانش علوم سیاسی است و آن بحث مشروعیت حاکم و مقبولتی مردمی آن است. از نگاه اسلامی، و بر اساس توحید ربوبی، که تنها مربی و مسئول جامعه بشری خود خداوند است، اصل اولیه این است که همه انسان ها آزاد هستند و هیچ کدام از انسان ها حق حاکمیت و برتری بر دیگری را ندارد،

یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ

إِنَّا هَدَیْناهُ‏ السَّبیلَ إِمَّا شاکِراً وَ إِمَّا کَفُورا

لذا تنها موجودی که حق حاکمیت بر مردم را دارد و می تواند برای سرنوشت مردم تصمیم بگیرد، خالق ومدبر عالم، و شخص خود خداوند است. بعد از خداوند پیامبر و اهلبیت حق حاکمیت بر مردم را داند و مردم باید از آنها اطاعت کنند

یَـأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِى الاْمْرِ مِنکُمْ

یکی از اتفاقاتی که در روز عید غدیر اتفاق افتاد، انتقال حاکمیت خداوند از پیامبر به اهل بیت بود، لذا از نبی مکرم اسلام نقل شده که فرمود: اَلَستُ اَولی بِکُم مِن اَنفُسِکُم؛  مگه من حق حاکمیت برای شما را ندارم؟ حالا که چنین است مَن کُنتُ مَولاهُ فَعَلِیٌّ مَولاه».

خوب چون خداوند حکیم  است و بعد از غیبت کبری امام عصر عج الله تعالی فرجه الشریف مردم را رها نکرده ، این حق حاکمیت و حکومت را به نصب عام در اختیار فقهاء و به تعبیر دیگر در اختیار ولی فقیه جامعه اسلامی قرار دارد است.

برای اینکه دل شما هم قرص بشه و ذره ای تردید به دلتون راه ندهید که اینها جانشینان اهل بیت هستند، امام صادق می فرماید: فَإِنِّی قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَیْکُمْ حَاکِماً فَإِذَا حَکَمَ بِحُکْمِنَا فَلَمْ یَقْبَلْهُ مِنْهُ فَإِنَّمَا اسْتَخَفَّ بِحُکْمِ اللَّهِ وَ عَلَیْنَا رَدَّ وَ الرَّادُّ عَلَیْنَا الرَّادُّ عَلَى اللَّهِ وَ هُوَ عَلَى حَدِّ الشِّرْکِ بِاللَّهِ…» (اصول کافی، ج ۱، ص ۶۷)

لذا بر اساس مبنای شیعه حق حاکمیت و حکومت بر مردم و تصمیم گیری برای مردم فقط و فقط در اختیار خداوند است و جانشیان منصوب از طرف خداوند است، و مبنای مشروعیت حکومت فقط به نصب خداوند است،

حتی در زمان غیبت خداوند به نصب عام فقیه جامعه الشرائط را امام جامعه قرار می دهد و مردم می روند واین شخص را پیدا می کنند و از او تبعیت می کنند، به تعبیر دقیق، رأی مردم کاشف از نظر و رأی معصوم است و انتخاب و عدم انتخاب مردم، تأثیری در مشرعیت حاکم اسلامی ندارد.

یعنی مردم چه علی را امام بدانند و چه نداند، او امام جامعه است و حق حاکمیت بر مردم را دارد، و کسانی که با انتخاب و رأی مردم حاکم جامعه شده اند، چون منصوب از طرف خداوند نیستند، حتی اگر تمام مردم هم به آنها رأی بدهند، آنها حق حاکمیت ندارد و این جایگاه را غصب کرده اند.

انسان تعجب می کن، گاهی اوقات از برخی آقایون آنقدر جو زده می شود که گاهی برخلاف مسیر غدیر حرف می زنند و می گویند، رأی مردم باعث مشروعیت می شود؟ سوال ما این است که این آقایون لازمه ی کلام خودتون را متوجه می شوید، یه ذره فکر کنید!!!

اگر بگویید که هر کسی که مردم به او رأی داد می شود حاکم مشروع جامعه اسلامی، پس چرا خلفاء سه گانه را غاصب حق علی می دانید، اینها که با رأی و انتخاب مردم، حاکم شدند، شما نباید مخالفتی داشته باشد، اگر رأی مردم مشروعیت ساز است، خوب نعوذ بالله عمل حضرت زهرا سلام الله علیها که دست حسنین رو می گرفت می رفت درب خانه تک تک انصار رو میزد، اشتباه بود، چون مردم عمر و ابوبکر و عثمان را انتخاب کرده اند؟

خوب ممکن است این سوال مطرح بشود، پس نقش مردم در حکومت اسلامی چیست؟

مردم دو نقش عمده در حکومت اسلامی دارند، نقش اول اینکه تأسیسی در حکومت اسلامی دارند ، اگر مردم قیام نکنن، اگر مردم امام جامعه را همراهی نکنند، اگر او را به عنوان حاکم اسلامی قبول نکند، اصلا حکومتی شکل نمی گیرد

و نقش بعدی تثبیتی است، یعنی اگر مردم بعد از ااستقرار  حاکم اسلامی، حاکم را همراهی نکنن و در انتخابات شرکت نکنند، این حکومت دوانی نخواهد داشت.

اتفاقی که در غدیر افتاد، بیان گر همین دو مسأله است،

یعنی اولا پیامبر به امر خداوند ونصب خاص خداوند حاکم جامعه اسلامی رو تعیین کردند و ثانیا از مردم خواستند که این  حاکم را همراهی کنند تا حاکم بتواند حکومت اسلامی تشکیل بدهد.

لذا پیامبر به امیرالمؤمنین می فرماید:  یَا ابْنَ أَبِی طَالِبٍ لَکَ وَلَاءُ أُمَّتِی فَإِنْ وَلَّوْکَ فِی عَافِیَهٍ وَ أَجْمَعُوا عَلَیْکَ‏ بِالرِّضَا  فَقُمْ‏ بِأَمْرِهِمْ‏، وَ إِنْ‏ اخْتَلَفُوا عَلَیْکَ فَدَعْهُم‏.

نکته دوم: میلاد امام کاظم رو هم محضر شما سروران عزیز تبریک عرض می کنم.

نکته سوم، کشتار وحشیانه مردم مسلمان میانمار که متأسفانه با چراغ سبز نهادهای مدعی حقوق بشر داره اتفاق می افتد  رو به شدت محکوم می کنیم و از تمام مسلمانان می خواهیم به این مردم بیچاره و مظلوم کمک کنند.

Views – 1684

درباره‌ی admin

۳ نظر

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*