تازه ها
خانه / متن خطبه ها / متن خطبه های ۱۶-۱-۱۳۹۲

متن خطبه های ۱۶-۱-۱۳۹۲

سلام علیکم و رحمه الله

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین الحمد لله النّاشر فی الخلقه فضله والباسط فیهم بالجود یده نحمده علی جمیع اموره و نستعینه علی رعایه حقوقه ثم الصلاه و السلام علی حبیبه و نجیبه و خیرته فی خلقه حافظ سرّه و مبلّغ رسالاته مولانا ابی القاسم المصطفی محمد و علی آله الاطیبین الانجبین المطهرین سیمّا بقیه الله فی الارضین روحی و ارواح من سواه فداه

عن علی علیه السلام اوصیکم بتوی الله الذی اعذر بما انذر واحتجّ بما نهج امیرالمومنین علی علیه السلام در یک فرمایش نورانی می فرمایند بندگان خدا شما را به تقوای الهی توصیه می کنم تقوا نسبت به آن کسی که اعذر بما انذر آن خدایی که با هشدارهایش عذر و بهانه ای دیگر برای ما نگذاشته است خدایی که به واسطه ی انبیاء به واسطه ی کتاب خودش توصیه های فراوانی هشدارهای فراوانی برای همه ی ما داده و جای عذر و بهانه ای برای کسی باقی نمی ماند که در آن دنیا بخواهد عذر بیاورد که من نمی دانستم خداوند متعال می فرماید این همه آیه نازل کردیم این همه انبیاء را فرستادیم ائمه را فرستادیم کلامشان به شما رسیده هشدارها راشنیدید جای عذر و بهانه نیست احتجّ بما نهج آن خدایی که با نشام دادن راه صحیح حجت را بر همه تمام کرده طریق الی الله راه به سوی خدا مشخص و معین است دیگر این که چرا راه جداگانه ای می رویم راه خلاف راه حق را داریم میرویم مقصر خودمان هستیم راه و سمت وسوی خدا مشخص است فقط چشم دل را باید باز کنیم باید مراقبت کنیم که اگر از کاروان غافلان هستیم خودمان را جدا کنیم از این کاروان غفلت را از دل بزداییم در خطبه های هفته های گذشته خدمت شما بزرگواران عرض شد ریشه ی همه ی مفاسد و لغزش ها و گناهان غفلت است غفلت را هم معنا کردیم گفتیم غفلت از هویت انسانی غفلت از آن بعد وجودیمان که ما ممتاز کرده نسبت به دیگر حیوانات آن بعد وجودی که برای ما تکلیف ساز است ما را می تواند به اوج برساند و ما را می تواند پایین تر از حیوان قرار بدهد آن هویت انسانی نسبت به اصل هویت انسانی اگر بخواهیم وارد بشویم جای بحث فراوانی دارد خیلی دعب ما این نیست که بخواهیم وارد این مباحث بشویم اما مختصرا همه ی بزرگواران می دانند این بعد ما بعد انسانی ما آن بعدی است که اگر به آن توجه بشود و ارتباطش با خدا فهمیده شود ما را به مقام خلیفه اللهی می رساند رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند ولی همین انسان کارش به جایی گاهی اوقات کشیده می شود که  از حیوان هم پست تر می شود حیوان نمی تواند در تنزل چنین مقامی بدست بیاورد

انسان گاهی اوقات کارش به جایی کشیده می شود که از حیوان هم پست تر می شود حیوان نمیتواند در تنزل ، چنین مقامی بدست بیاورد یعنی کار انسان به جایی کشیده میشود که تا ابد در آتش جهنم میسوزد ، خلود در آتش جهنم ، هیچ حیوانی به این مقام در پستی نمی رسد ولی انسان به این درجه می رسد از طرفی انسان قادر است به اعلی درجات قرب الی الله برسد به اعلی درجاتی که یک انسان می تواند برسد ، می تواند برسد ، این آن بعد وجودی ماست ، گفتم اگه بخواهیم به این بعدمان توجه کنیم باید ارتباط و جواب سه عدد سوال را به خودمان بدهیم ، اینکه مبدا ما کجاست ؟ چگونه بوجود آمده ایم ؟ مقصدمان کجاست ؟ هدفمان چیست ؟ کجا میخواهیم برسیم ؟ و سوم اینکه بین این مبدا و مقصد چه برنامه ای باید داشته باشیم ؟ باید اینها را به خودمان جواب بدهیم ، سه عدد سوال اصلی که اصول دین ما را تشکیل می دهد بحث توحید و نبوت و معاد باید برای آن جواب داشته باشیم ، اینکه بخواهیم تفصیلی وارد مباحث خداشناسی و بحث نبوت و معاد بشویم ، طلب شما باشد برای چند وقت آینده ، فعلا آن چیزی که ما مد نظرمان است خود بحث غفلت و حرکت به سمت و سوی خداست این سه عدد سوال اصلی را باید اول جواب بدهیم که تقریبا فی الجمله همه ما می دانیم که خدا یکی است خدا ما را به وجود آورده است انبیا و اولیا آمده اند در این مسیر دست ما را بگیرند ، ما را به خدا برسانند ، نتیجه کار ما هم در قیامت بر اساس اعمال ما مشخص می شود ، که در این دنیا چه کار کرده ایم ؟ می خواهیم بهشتی شویم یا می خواهیم جهنمی بشویم ؟ پس اولین گامی که ما باید برداریم باید توجه داشته باشیم به صورت مسئله ، به خود مسئله غفلت ، گاهی اوقات انسان یک سوالی برایش پیش می آید و جوابش را نمی داند این معلوم می شود که به سوال توجه داریم ، سوال را به دنبالش رفتیم ولی پاسخی برایش نیافته ایم ، این انسان ، نسبت به اصل مسئله غافل نیست ، ولی خیلی از اوقات اصلا سوالی برای ما بوجود نیامده است گاهی اوقات می دانیم که نمی دانیم گاهی اوقات نمی دانیم که نمی دانیم اصلا بعضی وقت ها تصور مسئله هم برای ما مشکل می شود مثل این است که شما از یک بچه سه ساله در مورد جبر و ریاضیات سوال کنید ، در رابطه با معاد سوال کنید ، اصلا سوالی نسبت به این مسئله برایش بوجود نیامده است تا بخواهد دنبال آن برود ، اصلا نمی داند که همچنین سوالاتی در آینده قرار است برایش بوجود بیاید توجه به اصل سوال نداریم ، ما اگر می خواهیم نسبت به خودمان ، نسبت به هویت انسانی خودمان ، دقت کنیم باید اول برویم ببینیم که چی از خودمان میخواهیم ، سوال بوجود بیاید ، این گام اول است ، نسبت به اصل سوال در رابطه با خودمان مردم دو دسته می شوند بعضی ها سوال را می فهمند می گویند خوب ما کار و زندگی داریم به این سوالات کاری نداریم چرا حالا بنشینم فکر کنم که ، کی من را بوجود آورده است ؟ در این دنیا میخواهم چه کار کنم ؟ عاقبتم می خواهد چکار بشود ؟ اصلا توجه به این گونه سوالات ندارد ، میگوید که من فقط فهمیدم من کار و زندگی دارم دنبال کارم باید باشم من فقط باید بروم دنبال کار و زندگی و بحث اقتصادی و دنبال اینکه بالاخره یک لقمه نان در بیاوریم به زن و بچه مان بدهیم کاری به این جور مسائل ندارند بعضی ها نه ، برایشان مهم است سوال را جدی می گیرند می گویند خوب آخرش چه ؟ بخوریم وبخوابیم ، سن به سن اضافه شود ، سال بر سال بگذرد ، بعد چه اتفاقی می خواهد بیافتد برای خودش سوال است بی هدف آفریده شده ایم ، نه ، دنبالش می افتد بعضی هاتاهمین جابیشتردیگردنبال سوال نمی روندفقط برایشان مهم است،دنبال پاسخ نیستند.می دانندمسئله جدی است!دنبال پاسخ برایش نیستندولی بعضی ازافرادمی روند دنبال پاسخ،جواب برای سؤال های خودشان به دست می آورند.بازبعضی هااینجادو دسته شده اند.یک عده این پاسخ ها راجدی می گیرند.می داند الآن که به این جواب رسیده باید پیروی کند،باید اطاعت کند.می فهمدرفته دنبال یک مسئله ی دینی،دنبال یک مسئله ی شرعی،پرسیده به جواب رسیده،عمل هم میکندبهش.این جزء غافلین نیست دیگر،توجه به سؤال کرده،فهمیده نمی داند،رفته دنبال جوابش به جواب هم عمل می کند ولی کسی که به مسئله توجه نداشته باشدیا اگر توجه کردکاری باهاش نداشته باشدیااگر برایش جواب پیدا کرد به آن عمل نکندقطعا جزء غافلین است.بعضی ها خیلی راست راست راه میروند توی خیابان مسئله شرعی را به او میگوییم، می گوید می دانم خودم این مسئله رامی دانم .مراجع نسبت به این مسئله میدانم چه گفته اند،گفته اند حرام است ولی من نمی خواهم انجامش بدهم.این خیلی احوالش خراب تر از ان است که نمی داند مسئله را.درمقابل خدا ایستاده مسئله شرعی را میداند،عمل نمی کند.این آن غفلتی است که باید دنبالش باشیم که این غفلت را از روی قلبمان پاک کنیم.یکی دیگر از مسائلی که باید توجه کنیم گاهی اوقات برایمان شک و شبهه به وجود می آید آیاما جزء غافلین هستیم یا نیستیم؟ یک ملاک بدهید دست ما.مابا این ملاک ها خودمان را بسنجیم.ببینیم ما جزء غافلین هستیم یا نیستیم.توی آیات وروایات به بعضی از این نشانه ها اشاره ای شده. یکی از این نشانه ها فرموده اند اطاعت از فاسدان و  مفسدان است. امام مجتبی(ع)می فرمایند:الغفله طاعتک المفسد. اینکه انسان نسبت به فاسد اطاعت کند،پیروی کند از آن،حالا شما در سطح حکومت ها بگیرید در دیده ی ملت ها ببینید حاکمان جور را نگاه کنید وگاهی اوقات به خانواده نگاه کنید،یعنی فقط بحث طاعت که آمد بحث حکومت ها ی فاسد نیست،گاهی اوقات ممکن است فرزند شماجزء مفسدان باشد و شما را وادار به اطاعت ازش کند.خداوند متعال،امام حسن مجتبی(ع) می فرمایند:این نشانه ی غفلت است.خیلی بخواهیم مصدا قی حرف بزنم

بعضی وقت ها،بعضی از فرزندها ،توی مسائل مربوط به عروسی ومسائل این چنینی بعضی ازمتدینین را وادارمی کنند به کار خلاف وحرام ،این فساد است اینکه شما اطاعت می کنید ازفرزندتان .این اطاعت ازمفسد است این مصدا قش است اگراین جوری بودکه رضایت فرزندرابررضایت خدا ترجیح دادید این نشانه ی غفلت است .کسی که غافل است اصلا  نمی تواند درمسیر حرکت الهی قراربگیرد.اول بایدغفلت راپاک کردبعدحرکت کردبه سمت وسوی خدا.دوم:فرمودند یکی دیگر ازنشانه های غافلان:دوری ازمجالس عبادت است.درروایت دیگری از امام حسن مجتبی(ع)فرموده اند:الغفله ترکُکَ المسجد:غفلت این است که مسجد راترک کنی.محل عبادت،مجالس ،مجالس عبادی راما ترک کنیم.نکته ای خدمت بزرگواران می خواهم عرض کنم این است که بگذارید شرکت درنماز ،درنماز جمعه، درنماز جماعت ،درمراسم عبادی،برایتان به صورت عادت دربیاید خیلی از بزرگواران می دانند اگر یک جلسه جماعت شرکت نکنند ، دو جلسه جماعت شرکت نکنند بعد دیگر کاهلی به انسان دست می دهد ، انسان رغبت نمی کند . نگذارید شیطان باعث بشود شما از مسجد جدا بشوید ، از نماز جمعه جدا بشوید . این کار ، کار شیطان است . می گوید حالا یک هفته اشکال ندارد . حالا هر هفته که می رویم ، این یک هفته اشکال ندارد . بعداً به بهانه های مختلف مختلف کار تراشی برای ما می کنند . کافی است یک هفته دو هفته بشود بعد دیگر می گوییم خوب مهم نیست شرکت کردن . دو هفته شرکت نکردیم دیگر مهم نیست شرکت کردن . این هم جزء نشانه های غفلت است . این کار ، کار شیطان است .  شیطان می خواهد ما را غافل کند . سومین نشانه ای که برای غافلان ذکر کردند ، گفتند بی اعتنایی به عوامل هشدار دهنده است . گاهی اوقات خداوند متعال برای ما یک سری عوامل هشدار دهنده قرار داده است اگر می بینید بی توجه به این عوامل هستید ، بدانیم جزء غافلانیم . اگر از کنار قبرستان گذر می کنید و اصلا و ابدا هیچ به این فکر نمی کنید که عاقبت یک روزی ما هم به اینجا سر و کارمان خواهد افتاد ، این معلوم می شود جزء غافلانیم . اگر در تشییع جنازه شرکت می کنید و اصلاً به این فکر نمی کنیم که یک روزی هم قرار است ما همین طوری تشییع جنازه بشویم ، این معلوم می شود این غبار غفلت روی دل ما را گرفته است . چهارمین نشانه ای که برای غفلت در روایات ما آمده است ، این است که انسان توجهش و نگاهش به عواملی باشد که به درد آخرتش نمی خورد . بعضی وقت ها گرایش ما ، نگاه ما به کارهایی است که اصلاً نه به درد دنیایمان می خورد نه به درد آخرتمان . گرفتاری خیلی از ماها در مباحث خانوادگی مال این امور است چیزهایی که به هیچ ربطی ندارد ، وارد آن فضاها می شویم و نسبت به آن نظر می دهیم . امیرالمومنین می فرمایند : « کفی بالمرأ غفلتاً ان یصرفَ همَّتُهُ فی ما لایعنیه » برای غفلت انسان همین بس که عمر خود را در چیزی که مربوط به او نیست بگذراند . خیلی از  اوقات مخصوصاً خانم های محترم به این نکته توجه داشته باشند . خیلی از صحبت های ما اصلاً مربوط به ما نیست . نیاز نیست وارد مباحثش بشویم . البته آقایان هم دست کم از خانم ها ندارند در این زمینه . در مسائلی که هیچ ربطی به آنها ندارند نظر می دهند . یک کسی یک کاری کرده به شما هم هیچ ربطی ندارد ، نیازی ندارد شما هم  نظر بدهید . حرف بزنید پیرامون آن مسأله . اصلاً نمی خواهیم بحث تهمت و غیبت و اینها را مطرح کنیم ، می خواهیم بگوییم در چیزهایی که به درد زندگی دنیا و آخرتمان نمی خورد وارد نشویم حرف نزنیم پیرامونش . مسائلی که هیچ جایی به درد ما نمی خورد یک کم روی آن فکر کنیم ملاک است . هر حرفی داریم می زنیم ببینیم به درد آخرتمان می خورد یا نمی خورد . نمی خورد هر جایی هست رها کنیم آن را . هر جا هست رها کنیم . برایمان یک ملاک باشد چه عواملی باعث می شود انسان حالا وقتی فهمیدیم ما دچار غفلت شدیم آن عوامل بیدار کننده ی ما چی هست ؟ چه چیزهایی ما را بیدار می کند که ان شاء ا… در هفته آینده خدمت عزیزان عرض خواهد شد .  پروردگارا به محمد و آل محمد (ص) دلهای ما را با تقوا آشنا بگردان . قلب ما را نورانی کن . قوت ما را در عمل برای خودت قرار بده . توفیق توبه و انابه به درگاه خودت را نصیب ما بگردان . ما را از بندگان شایسته ی خودت قرار بده . رحمت و مغفرت و رضوان خودت را بر بنیانگذار جمهوری اسلامی روز افزون بگردان . شهدای ما را با شهدای صدر اسلام  محشور بگردان اموات ما را، بندگان صالح را،با تقوایان از جمع ما را,با شهدا و اولیاء خودت محشور بگردان

پروردگارا، آنچه را که گفتیم و شنیدیم، ذخیره آخرت همه ما قرار بده.

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌
والعصر. انّ الانسان لفى خسر. الّا الّذین امنوا و عملوا الصّالحات. و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصّبر

خطبه دوم:

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌

الحمدللَّه ربّ العالمین. نحمده و نستعینه و نستغفره و نتوکل علیه و نصلی و نسلم علی حبیبه و نجیبه سید خلقه سیدنا ابى‌القاسم المصطفى محمّد و على آله الأطیبین الأطهرین المنتجبین سیّما على امیرالمؤمنین و الصّدیقه الطّاهره سیّده نساءالعالمین. و الحسن والحسین سیّدى شباب اهل الجنّه و على‌بن‌الحسین زین‌العابدین و محمّدبن‌على الباقر و جعفربن‌محمّد الصادق و موسى‌بن‌جعفر الکاظم و على‌بن‌موسى الرّضا و محمّدبن‌على الجواد و على‌بن‌محمّد الهادى و الحسن‌بن‌على الزّکى العسکرى و الحجّه الخلف القائم المهدى. حججک على عبادک و امنائک فى بلادک.

عن امیرالمومنین (علیه السلام): « اوصیکم ایها الناس بتقوی الله و کثره حمده لآلائه علیکم»

در ابتدا خطبه دوم رعایت تقوا الهی را ابتدا به خودم و سپس به تمام بزرگواران مومنین و مومنات توصیه میکنم.رعایت تقوای الهی جزء توصیه های موکد امیرالمومنین(علیه السلام) بود و فرمودند:« و کثرت حمده ی الا الائهی علیکم » تقوا رابطه ی مستقیمی با حمد و شکر نعمت های الهی دارد. وقتی انسان نسبت به نعمت های الهی که برایش ارزانی داشته شده, شکر گزار باشد یک بخشی از تقوای الهی را به جا آورده. گاهی اوقات باید بنشینیم , فکر کنیم و نعمت های الهی را که خداوند بر ما ارزانی داشته را بشماریم و بر تک تک آن ها خدا را شکر کنیم. بی توجه و غافل نسبت به نعمت های الهی نباشیم.

اما در هفته ی آینده مناسبت های فراوانی را داریم که به بعضی از آنها اشاره میکنیم وبعضی های دیگر را احتمالا هفته ی آینده خدمت عزیزان بگوییم. ما در۲۰ فروردین ماه  ۱۳۵۹, قطع ارتباط سیاسی ایران و آمریکا را داشته ایم . همان زمان حضرت امام یک جمله ای فرمودند که خط مشی ما در ارتباط با آمریکاست. حضرت امام فرمودند: تا آخر ایستاده ایم و با آمریکا رابطه بر قرار نخواهیم کرد مگر آدم شود و از ظلم کردن دست بردارد. تا وقتی آمریکا بخواهد ظلم و ستمش را بر مستضعفین جهان داشته باشد ما با آمریکا ارتباط نخواهیم داشت.

ولی آمریکایی ها هنوز دوست داشتند که این جایگاهی که درایران دارند حفظ کنند نفت مجانی که برایشان داشت می رفت این پابرجا باشد به این خاطر با نفوذ در دولت موقت، دولت بازرگان سعی داشتند همان مباحثی که خودشان دنبال میکنند را،دنبال کنند ولی بعد ازتسخیر لانه جاسوسی این ها فهمیدند که با ایران وبا ایران اسلامی وبا رهبری ولایت فقیه نمی شود دیگر ارتباط داشت ,به این خاطر دربیستم فروردین ۱۳۵۹ با ایران قطع ارتباط کرد اما بعد از سه دهه از گذشت انقلاب خوب است ما ازخودمان سوال کنیم که آیا این قطع ارتباط به ما آسیب رسانده است یانرسانده است؟ آیا ما درمقابل آمریکابعد ازسه دهه قطع ارتباط شکست خورده ایم یا نخورده ایم؟آیا بعد ازسه دهه تحریم شدید برضد ایران، ملت ایران به زانو درآمده یانه؟ آیا ماپیروز شده ایم یا آمریکایی ها پیروز شده اند؟این ها را باید جواب بدهیم اگر بخواهیم خیلی منصفانه بحث کنیم باید بگوییم تلاش آمریکا وتلاش دشمن برای ملت ایران زحمت آفرین بوده مارا به سختی انداخته آمریکا، اینطوری نیست که چشممان راببندیم وبگوییم نه هیچ اتفاقی نیفتاده،خیر! آمریکا برای ما مشکل آفرینی کرده در زمان دفاع مقدس کار ما خیلی گیر می افتاد برای سیم خار دار ما مشکل داشتیم،زمان جنگ مادرتحریم مطلق به سر میبردیم اینها مشکل آفرینی بود خیلی از شهدای ما به واسطه ی این تحریم های آمریکا از دست ما رفتند،بله! این را ما قبول داریم به زحمت افتاده ایم الآن هم مردم به زحمت افتاده اند،قبوله؛ولی با این وجود ما هیچ وقت در مقابل آمریکا شکست نخورده ایم ماروز به روز مقاوم تر شده ایم،روز به روز مادر مقابل آمریکا مستحکم تر شده ایم آن چیزی که آن ها دنبالش بوده اند به آن نرسیده اند  آن ها میخواستند ما از زانو در بیاییم میخواستند مارا شکست بدهند میخواستند ما مثل زمان ناصرالدین شاه به دست وپای آمریکا بیفتیم ,بگوییم با ما ارتباط داشته باشید ولی الحمدلله با حضور مردم،بادرایت ولایت هنوز سر پا ایستاده ایم با قوّت هم ایستاده ایم،غیر از این،این قطع ارتباط آمریکا با تمام مشکلاتی که داشت باعث پیشرفت ما شد این قطع ارتباط باعث شد ما بفهمیم که ما قدرت داریم روی پای خودمان بایستیم میتوانیم خودمان را اداره کنیم بدون اینکه با کشورهای غربی درارتباط باشیم،بدون اینکه با آمریکا در ارتباط باشیم.استقلال،خودکفایی،دست آورد های فراوان علمی ای که ما در مباحث مختلف علمی داریم دربحث پزشکی دربحث نظامی. پیشرفت هایی که گاهی اوقات خود خارجی ها هم نسبت به آن تعجّب می کنند در بحث فناوری هسته ای بعضی ها هنوز باورشان نشده که ایران به این قدرت رسیده است، بعضی ها هنوز نمی فهمند اصلا درک نمیکنند،تمام کشورهای هسته ای بحث فناوری انرژی هسته ای را ازهم دیگر گرفته اند:یعنی پاکستان وچین واین ها از همدیگر علم را فروخته اند نسبت به همدیگر ولی ایران خودش این را بدست آورده است. این برای آن ها جای تعجّب دارد وهنوز هم معمّاست وسوال است. باتمام تحریم هاوقطع ارتباط ها ما پیشرفت کرده ایم.حالا ماشکست خورده ایم یاپیروزشدهایم؟ دلیل مابرای اینکه ماپیروز شده ایم این است اگه ما میخواستیم شکست بخوریم اینها اینقدر بحث مذاکره راپیش نمیکشیدند. چرا این ها مدام میگویند ما میخواهیم مذاکره ی مستقیم با ایران داشته باشیم؟  ما با آمریکا رابطه نخواهیم داشت. اما اینکه رابطه ی ما باآمریکا از چه زمانی برقرار شد؟ما در عهد قاجاریه در زمان ناصرالدین شاه قاجار زمانیکه ایران تحت سیطره ی روسیه و انگلیس قرار گرفته بود و کشور ما در دست این دو استعمارگر بود و ایران را بین خودشان تقسیم کرده بودند؛از طرفی ناصرالدین شاه بعد ازقتل آن مرد بزرگ- امیرکبیر-جایگاه مردمی خودش را ازدست داده بود می خواست برای خودش تکیه گاهی پیداکند به این دلیل در زمان ناصرالدین شاه درصدد ارتباط برقرار کردن با کشور آمریکا بودند مردم نیز در ابتدا چون آمریکا را کشور دوری می دانستند نسبت به آن حساسیت زیادی نشان ندادند. به این دلیل در سال ۱۸۸۳میلادی سفارت آمریکا درایران شروع به فعالیت کرد و از طرفی حدودا پس از ۵ سال هم سفیر ایران به آمریکا رفت. مسئله ای که به نظر من بسیار مهم است جملاتی است که اولین سفیر ایران در آمریکا به شاه می گوید(ببینید ما  کجا بوده ایم و به کجا رسیده ایم؟)به رئیس جمهور آمریکا این جملات را می گوید: «حکومت ایران پیامی ویژه به کشور خوشبخت!آمریکا دارد(از همین اولین جمله مشخص می کند که ما بدبخت هستیم و شما خوشبخت هستید. قاجاریه ها خود را مسلمان می دانستند…)ما دو همسایه بزرگ داریم که تلاش می کنندمانع پیشرفت ما گردند می خواهیم که مارا از دیپلماسی و عدالت خود بهره مند کنید (یک کشور مسلمان از یک کشور ضد دین در خواست کند که از عدالتشان آنها را بهره مند سازند)در خواست دوم ما این است که کمپانی ها،تجار و کارخانه داران خود را به کشور ما بفرستید زیرا امروزهیچ چیز برای حکومت ایران مهم تر از برپایی تمدن جدید نمی باشد.» این ها اولین سخنان سفیر ایران درآمریکاست؛ خود را خوار و ذلیل کردند تا آمریکا با ایشان ارتباط برقرار کند. ناصرالدین شاه چنان دلباخته ی آمریکا شده بود که از آمریکایی ها در خواست کرد قوانینی مانند قوانین کشور خود را در ایران اجرا کنند؛این مسائل ادامه داشت تا اینکه بحث چاه های نفت در ایران به وجود آمد و مایه بدبختی ما واز طرفی  استعمار آمریکا نسبت به ایران شد. آمریکا تا زمان حکومت پهلوی آرام آرام به کشور ما نفوذ کرد و به خصوص  در زمان رضا شاه که مهره ی به تمام معنای آمریکا شده بود آنان در تمام مباحث اقتصادی،فرهنگی و نظامی ما حضور داشتند و بدون اشاره ی آمریکا هیچ کاری انجام نمی شد یعنی در مباحث نظامی و همچنین اقتصادی نیروهای آمریکایی حضور داشتند، نفت مارا به غارت می بردند و در مباحث فرهنگی نیز ایران اسلامی را روز به روز به سمت بی بند و باری بیشتر سوق می دادند تا اینکه بحث انجمن های ایالتی و ولایتی مطرح شد حضرت امام (ره) و روحانیت سر بلند کردند و مقابل آمریکا ایستادند.این نهضت تا زمان پیروزی ایران ادامه داشت ولی آمریکایی ها هنوز مایل به حفظ جایگاه خود در ایران بودند.   اگر ما می خواستیم شکست بخوریم اینها اینقدر بحث مذاکره را پیش نمی کشیدند. چرا اینها می گویند ما باید مذاکره ی مستقیم با ایران داشته باشیم؟معلوم میشود که در مباحثشان گیر افتاده اند و شکست خورده اند.می گویند معادلات سیاسی جهان امروز بدون وجود ایران حل نمی شود باید ایران پای میز مذاکره باشد واین به معنی این است که ما با تمام مشکلات پیروز شده ایم. ما باید خودمان را با کشور هایی در ارتباط با آمریکا بوده اند وهیچ وقت ارتباطشان را با آمریکا قطع نکرده اند مقایسه کنیم. همچنین خودمان را با عربستان مقایسه کنیم. عربستانی که تمام گفته های آمریکا را عملی می کند به کجا رسیده است.در هیچ علمی پیشرفت نکرده اند وچیزی جرء وابستگی مطلق بدست نیاورده اند حتی آب آشامیدنی هم از خودشان ندارند.در بحث های نظامی و اقتصادی وابستگی کامل به آمریکا دارند.به کجا رسیده اند چون هرچه آمریکا بگوید می گویند چشم،ولی ما بعد از قطع ارتباط با آمریکا روی پای خود ایستادیم و نسبت به امریکا پیروز شده ایم. کار دشمن ایجاد مشکل است ومشکل ایجاد می کند ولی مشکل سازی آمریکا باعث نمی شود که ملت ایران دست از حکومت و ولایت بردارد این برای آمریکا مهم است.امروزه تمام مشکل سازی آمریکا این است که مردم را از ولایت جدا کند ولی این مردم با تمام سختی ها می دانند آسایش ،آرامش و امنیتی  که امروز وجود  دارد در گرو پیروی  از ولایت فقیه است و این باعث می شود که یک ملت در مقابله با جهان استکبار سرافراز بیرون بیاید. که اینها یک زمانی هر کاری را در عالم می توانستند انجام دهند،ولی الحمدلله به برکت وجود مردم دین دار و ولایت فقیه در ایران به هیچ هدفی نرسیده اند.                                                                                                                     دومین مناسبتی که دراین هفته وجود دارد شهادت هنرمند متعهد سید بزرگوار سید شهیدان اهل قلم شهید سید مرتضی آوینی است. نکات بسیار زیبایی در زندگی شهید آوینی وجود دارد که برای همه ی ما درس است.من برای شما از زبان خود شهید آوینی میگویم که بدانید اینکه می گویم ظرافت هایی در زندگی شهید آوینی نهفته است کجاست .به گفته ی خود شهید آوینی: حقیر دارای فوق لیسانس معماری از دانشگاه هنر های زیبا هستم اما کاری را که اکنون انجام می دهم نباید به تحصیلاتم مربوط  دانست.میدانید که ایشان بعد از انقلاب شروع به فیلم سازی کرد در رابطه با دفاع مقدس و قبل از آن در رابطه ی با مردم مظلوم وعشایر و اینهایی که تحت قدرت خوانین در کشور بودند شهید آوینی یک سری مستنداتی خیلی زیبایی درست کرد.حقیر هرچه آموخته ام از خارج دانشگاه است بنده با یقین کامل می گویم که تخصص حقیقی در سایه ی تعهد اسلامی است.یعنی اینکه انسان می خواهد تخصص هم داشته باشد در سایه ی اسلام است این آن نکته ای است که شهید آوینی را شاخص می کند در بین شهدا. به گفته ی خود شهید آوینی:قبل از انقلاب وقبل از آشنایی با حضرت امام کارش به جایی رسیده بود که می خواست بی دین شود.اینجا اشاره می کند شهید آوینی میگوید: با میاحث انقلاب که پیش آمد با شروع انقلاب تمام نوشته های خویش را اعم از طراوشات فلسفی،داستان های کوتاه واشعار در چند گونی ریختم و سوزاندم وتصمیم گرفتم که دیگر چیزی که حدیث نفس است ننویسم و دیگر سخنی از خودم به میان نیاورم. به این خاطر شما درنوشته ها وگفته های شهیدآوینی وقتی دقت می کنیدچنان تاثیری داردکه خودشهیدمی فرماینداین برخواسته ازوجودی است که الهی شده است وجودی است که فقط میخواهدبرای خدا حرف بزند من به دوستان نوجوان و جوان عرض میکنم که هم فیلم های روایت فتح راببینندهم نوشته های شهیدآوینی رانگاه کنندوبا زندگی این شهیدبزرگواربیشترآشناشونددر بامداد۲۱فروردین ۱۳۷۸ مایکی ازبزرگترین دلاورمردان این خطه واین نظام راازدست دادیم وآن شهیدبزرگوارشهیدصیادشیرازی می باشدشهیدصیادشیرازی متولدشهرستان درگزودرمباحث نظامی واردارتش شدوجزء شاگردان ممتاز بودندوازآن دسته انقلابیونی که قبل ازانقلاب فعالیت های فراوانی درارتش  داشتنددرزمان جنگ یکی ازدلاورمردان ایران و مخصوصادرعملیات مرصاددرمبارزه با منافقین می باشندبه همین خاطرمنافقین به دلیل کینه ای که دردل داشتنداین شهیدبزرگوارراجلوی فرزندشان در ۲۱فروردین ۷۸ به شهادت رساندندچندنکته ی مهم درزندگی شهیدصیادمی باشدکه معلوم می نمایداین شهیدبزرگواردارای چه دیدوسیعی بودندوقتی درهمان سال ۷۸ازدست مقام معظم رهبری درجه سرلشکری خودرامی گیرندبه خانواده خودمی گویندبسیارشادوخرسندهستم خب به درجه سرلشکری رسیده انداگرماباشیم می گوییم عجب درجه بزرگی ولی شهیدصیادمی فرمایندالبته به خاطردریافت این درجه نیست به خاطررضایتی است که امیدوارم امام زمان(عج)و نایبشان حضرت امام خامنه ای ازمن داشته باشندمی فرمایندمقام،درجه،اسم ورسم برای من هیچ جایگاهی نداردیک نکته ی مهمی که بایدقدربدانیم این نعمت هایی که برای ماهست گفته شده است که شهیدبزرگوارصیادشیرازی تمام نمازهایی که قبل ازانقلاب خوانده است راقضا نموده است گفته اندنمازی که درحکومت جورباشداین نمازحداعلای ثواب رانمی بردبه این دلیل بعدازانقلاب تمام نمازهایشان راقضاکردندوگفتندکه نمازدرحکومت ولایی معناپیدامی کندهرچندبرایشان واجب نبوده تانمازهایشان راقضاکنندولی مابایدبه دید ایشان توجه کنیم کسی که وقتی مقام عظمای ولایت صحبت میکرندیادداشت میفرمودندبه ایشان عرض شدمابلافاصله بعدازاین که سخنرانی تمام شودمتن صحبت های مقام معظم رهبری رابه شما می دهیم نیازی نیست که بنویسیدفرمودنداین کارشمابایک فاصله ای انجام میشودنیم ساعت یا یک ساعت و من نمیخواهم به همین اندازه دراطاعت ازولی خودکوتاهی کرده باشم همین نیم ساعت هم برای من مهم می باشد من یک قسمت کوتاهی ازوصیت نامه شهیدراخدمت شماعرض کنم می فرمایندپروردگارارفتن دردست تواست ومن نمیدانم که چه موقع خواهم رفت ازتومیخواهم مرادررکاب امام زمانت قراردهی وآن قدربادشمنان دینت بجنگم تابه فیض شهادت نایل شوم خداونداولی امرت حضرت آیت الله خامنه ای راتاظهورحضرت مهدی زنده وموفق بدارواین متن وصیت نامه شهیدصیاد می باشد وصیت نامه ای که چندخط بیشترنیست ولی یکی ازفرازهای آن رابرای ولایت گذاشته است معلوم می شودکه برای شهیداهمیت داردکه ازاین همه مباحث اینقدرتاکیدوتوصیه به بحث ولایت داشتندخداوندمتعال ان شاالله همه ی ماپیروان واقعی شهداباشیم وبه همه ی ماتوفیق عنایت کندکه بازندگی شهدابیشترآشناشویم واصولی که شهدابه آن پایبندبودند ماهم به آن پایبندباشیم بیستم فروردیم ماه روزفناوری هسته ای هم می باشد که الان ازبحث های روزمااست مباحث و مذاکراتی که ما درآلباتی داریم که ان شاء الله هفته ی آینده پیرامون انرژی هسته ای چندکلامی خدمت عزیزان عرض خواهدشدهفته ی سلامت راهم درپیش داریم وشعارامسالشان که پیشگیری ازفشارخون می باشدتوصیه های اسلام رانسبت به سلامت جدی بگیریم اگرخداتوفیق بدهدهفته ی آینده عرایضی راخدمت شما خواهیم داشت.

پروردگارافرج امام زمانمان رابرسان، ماراازبهترین یاران حضرتش قراربده، به خوبان درگاهت سایه ی مقام عظمای ولایت برسرمامستدام بدار، دشمنان ولایت دشمنان این نظام اگرقابل هدایت نیستندخوار وذلیل وریشه کن بفرما، ارواح طیبه ی شهداء وامام خمینی(ره) وفرزندانشان واین جمع راازاین جلسه شاد بگردان، مارابه خودمان وامگذار، به مسئولین این نظام توفیق خدمت به مردم عطا بفرما، باران رحمتت رابرسر مابباران

بسم الله الرحمن الرحیم انا اعطیناک الکوثر فصل لربک وانحر ان شانئک هو الابتر.

Views – 701

درباره‌ی admin

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*