تازه ها
خانه / اخبار / متن کامل خطبه های نماز جمعه ۲-۱-۹۸ آیسک
متن کامل خطبه های نماز جمعه ۲-۱-۹۸ آیسک
طالبی

متن کامل خطبه های نماز جمعه ۲-۱-۹۸ آیسک

تاریخ ۲ فروردین ماه ۱۳۹۸ به امامت حجت الاسلام والمسلمین طالبی

خطبه اول:

در خطبه های گذشته ای که توفیق داشتم محضر همشریان عزیز خودم برسم، فرازهایی از نامه ۳۱ نهج البلاغه رو مرور می کردیم، عرض شد یکی از ملاک های انسان های با تقوا در قرآن دغدغه برای تربیت فرزندان است.

خداوند در آیه ۷۴ سوره فرقان می فرماید: وَ الَّذینَ یَقُولُونَ رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّیَّاتِنا قُرَّهَ أَعْیُنٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقینَ إِماماً

امیرالمؤمنین نیز به این بحث پرداخته و در ابتدای امر به بررسی موانع پیش رو پرداختند.

اولین مانع محقق شدن این دغدغه، پیر شدن پدر و مادر و از دست رفتن فرصت طلایی که پدر می تواند برای فرزندش وقت بگذارد.

دومین مانع را از دست دادن سلامت فکری و از دست دانش نشاط جوانی و فرصت جنب و جوش ها و ایده های جدید برمی شمارند:  اَوْ اَنْقُصَ فِى رَأْیِى کَمَا نَقَصْتُ فِى جِسْمِى

و سومین مانع هم از دست رفتن زمینه های تربیت بود که حضرت آنها را مطرح فرمودند و می فرمایند:  اَوْ أَنْ یَسْبِقَنِى اِلَیْکَ بَعْضُ غَلَباتِ الْهَوى و فِتَنِ الدُّنْیَا

حضرت در ادامه برای توضیح مانع سوم که از بین رفتن زمینه تربیت صحیح بود به دو نکته مهم تذکر می دهند.

نکته اول: حضرت می فرمایند: وَاِنَّمَا قَلْبُ الْحَدَثِ کَالاْرْضِ الخَالِیَهِ، مَا اُلْقِىَ فیِهَا مِنْ شَیْىء الاّ قَبِلَتْهُ،

حضرت دل جوان را به زمین بکر و کاشته نشده ای تشبیه می کنند که هنوز بذری در آن کاشته نشده  و آمادگی کشتن را دارد، هر بذری در آن بکاری سبز می شود و رشد می کند، هنوز علف های هرزه در این زمین نرویده، قلب جوان چین حالتی دارد، آنقدر صاف و زلال و پاک است که به راحتی می تواند اندیشه های ناب و اخلاقیات زیبا رو در آن کاشت، هنوز افکار و عقائد باطل در آن رسوخ نکرده و ملکات نفسانی تقویت نشده است. لذا با کمترین زحمت و هزینه ای می توان این قلوب پاک را تربیت کرد.

نکته دوم: توجه به شرائط و خصوصیات بستر آماده برای تربیت است.

حضرت می فرمایند، تربیت در بستری فراهم می شود که دو خصوصیت و شرط در آن رعایت شده باشد.

شرط اول: جنبه عملی دارد، حضرت می فرمایند: فَبادِرْ بِالاْدَبِ قَبْلَ اَنْ یَقْسُوَ قَلْبُکَ

حضرت می فرمایند قبل از اینکه قلب سفت و سخت شود باید به تربیت بپردازی،

قلبی که آلوده به دنیا و شهوت و خواهش های نفسانی شده و این گونه امور در او نهادینه شده و ملکه شده، دیگه ظرفیت پذیرش مطالب زلال و ناب قرآن و کلام نورانی اهل بیت را نداره، اگه بخواهم تشبیه کنم، قلبی که در جنبه عملی آلوده شده است شبیه یک لیوان است که به گریس آلوده شده باشد، شما هر مقدای که آب تصفیه شده ی خالص از بهترین آّب معدنی ها و چشمه ها هم که داخل آن بریزید، می بیند رنگ و بوی گریس گرفته و نمی توانید از آن لذت ببرید، قلب آلوده ای که سفت شده و خواهش ها و تمایلات نفسای او را آلوده کرده چنین حالتی دارد. لذا حضرت می فرمایند، قبل از اینکه اولین شرط برای بستر تربیت از بین برود باید به مسأله تربیت بپردازی.

شرط دوم که آنهم بسیار مهم  است و متأسفانه الان خیلی به آن بی توجهی می شود و برخی با انگیزه های مختلف آن را رعایت نمی کنند.، شرط علمی است.

حضرت می فرمایند: فَبادِرْ بِالاْدَبِ قَبْلَ اَنْ یَقْسُوَ قَلْبُکَ وَیَشْتَغِلَ لُبُّکَ

شرط دوم: اشتغال لب و عقل است.

بذارید با یه مقدمه توضیح بدهم، در سیستم های مختلف آموزش برای اینکه به اهداف تربیتی و آموزش خودشون برسن، با یه مقدماتی شروع می کنن، یعنی مثلا اگه بخواهند یه مهندس کامپیوتر تربیت بکنند، از روز اول، معادلات سخت و پیچیده ریاضی و دانش کامپوتر رو به او تعلیم نمی دهند، بلکه ابتدا به او ضرب و تقسیم و جمع و تفریق و امثال اینها یاد می دهند، تا او کم کم قدرت تجزیه و تحلیل پیدا بکند، بعد اعشار یاد می دهند و بعد. معادلات پیچیده تر، چرا؟ چون هنوز این ذهن توانایی تشخیص و تحلیل بسیاری از مطالب رو نداره،

در تربیت هم باید به این نکته مهم توجه بشود.

حضرت آیه الله جوادی در تفسیر آیه فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ، می فرمایند این گونه نیست که هر کسی بتواند و بخواهد هر مطلبی رو بخواند و قدرت تجزیه و تحلیل هر مطلبی را داشته باشد،

برخی این اشتباه رو دارند به اسم آزادی و … هزار بهانه دیگه می گن باید فرزندان مان با این مطالب آشنا بشوند و یا فضای مجازی رو کنترل نمی کنند به بهانه این که اینها خودشون مسیر رو انتخاب کنن، در حالی که این فکر اشتباه است، یک نوجوان که هنوز قدرت تشخیص و تحلیل بسیار از مطالب رو ندارد هنوز قدرت پالایش و گزینش بسیاری از مطالب رو ندارد آیا می توان هر مطلبی رو در اختیار او قرار داد؟ هر کتابی رو مطالعه بکنه؟ حضرت می فرمایند، وقتی فرزند شما که در اوج احساسات و هیجانات قرار داده رو هر نوع مطلبی رو بدون پالایش در اختیار او قرار بدهید، این اشتغالات زمینه تربیت صحیح رو از او میگرید و به بیراه می رود، کسی باید سراغ مکتب ها و افکار دیگران برود که الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَه او باید احسن‌شناس باشد,  باید قدرت شناخت داشته باشد، ولی اگر نوجوان بود این نوجوان زمین دلش همانند زمین بکر و خالی است که فوراً هر چه به او تحویل بدهی او به عنوان یک نشاء و نهال می‌پذیرد و او را بارور می‌کند، قطعا کار اشتباهی است. لذا حضرت می فرمایند باید این شرط دوم هم رعایت شود و زمینه تربیت صحیح رو برای فرزندان فراهم کرد.

خطبه دوم:

مجددا خودم و شما را به رعایت تقوای الهی دعوت می کنم.

تبریک عرض می کنم فرارسیدن سال ۱۳۹۸ سال «رونق تولید» رو محضر همشریان عزیز و محترم خودم ان شاء الله در سایه سار امام زمان روحی و ارواح العالمین له الفداء سال  پر خیر و برکتی و سرشاز از موفقیتی رو پیش رو داشته باشید. اما ابتدای عید امسال ما مقارن شده با وفات عقیله بنی هاشم، حضرت زینب سلام الله علیها که این ایام رو به شما محبین و عاشقان اهل بیت تسلیت عرض می کنم.

خداوند تبارک و تعالی که انسان را به عنوان خلیفه الله معرفی کرد، اسباب و ابزار این خلیفه  الله رو هم در اختیار انسان قرار داد.

هم علم و توانایی و عقل به انسان ها داد تا بتواند بفهمد و  تحلیل کند و هم اختیار رو در انسان به ودیعه گذاشت تا بتواند از بین دانسته های خودش بهترین انتخاب رو داشته باشد.

اما برای اینکه ما این مسیر خلیفه اللهی رو راحت  و اضح تر طی کنیم، الگوهای آسمانی هم در اختیار من و شما قرار داد،

لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی‏ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ لِمَنْ کانَ یَرْجُوا اللَّهَ وَ الْیَوْمَ الْآخِر

تا بتوانیم با سرمشق قرار دادن آنها مسیر خلیفه الله رو زودتر به انتها برسانیم.

یکی از این الگو های آسمانی حضرت زینب سلام الله علیهاست،

من نمی خواهم خیلی به زندگی و شخصیت حضرت زینب سلام الله علیها بپردازم فقط یک نکته از زندگی ایشان رو که برای زندگی امروز ما بسیار مهم است، خدمت شما عرض می کنم.

و آن نگاه حضرت زینب به مسائل و اتفاقات اطراف خودش است،

انسان می تواند دو نوع نگاه به مسائل و اتفاقات اطراف خودش داشته باشد، گاهی انسان وقتی قضایا و اتفاقات اطراف خودش را تحلیل می کند گاهی اوقات از منظر دیگران و با توجهه به معیارها و داده هایی که آنها در اختیار ما قرار داده اند، تحلیل می کنیم و با آن معیارها قضایا را ملاحظه می کنیم و گاهی انسان با توجه به واقعیت ها و ظرفیت ها و آرمان های خودش قضایا رو تحلیل می کند.

به عنوان نمونه زندگی حضرت زینب به عنوان یکی از الگوهای آسمانی که خداوند به من شما هدیه رو ملاحظه بفرمایید،

خوب همه شما قضایای کربلا و اتفاقات فراوانی که افتاده رو می دانید و بارها شنیده اید، حضرت در برخورد با این قضایا چه گونه برخورد می کند آیا قضایا را با تحلیل و نگاهی که دشمنان ایشان دوست دارند نگاه می کند، یا اینکه قضایا رو بر اساس واقعیت های عالم و با توجه به آرمان های خودش نگاه می کنم.

وقتی زندگی حضرت زینب رو ملاحظه می کنیم می بیینم ایشان دقیقا از نگاه دوم به قضایا توجه می کند.

یکی دو نمونه رو نگاه کنید،

نمونه اول:

سید بن طاووس نقل می کند: ابن زیاد جلسه ای تشکیل داد مردم رو دعوت کرد، همه بیان ببیند قدرت من رو شوکت و توانایی من رو، برای این که خباثت خودش را به نهایت برساند، وَ جِی‏ءَ بِرَأْسِ الْحُسَیْنِ ع فَوُضِعَ بَیْنَ یَدَیْهِ

شما این صحنه رو برای خواهری که هیجده داغ دیده رو تصور کنید، بعد رو کرد به حضرت زینب سلام الله علیها

فَأَقْبَلَ إِلَیْهَا فَقَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی فَضَحَکُمْ وَ أَکْذَبَ أُحْدُوثَتَکُم

جنگ روانی راه انداخته، می گه خدا رو شاکرم که شما را مفتضح کرد و دروغ هایتان رو آشکار کرد.

داره به زینب و اطرافیان الغاء می کند که شما از نگاه من به قضیه نگاه کنید، اینکه ابی عبدالله  شهید شده یعنی اینکه خدا شما را مفتضح کرد و دروغ های شما رو روکرد.

اما زینب انسان خود فروخته و متکی به دشمن نیست که خودش را ببازد، ببینید در این صحنه چه جوری برخورد می کند

به ابن زیاد می گوید فکر می کنی من باید تو زمین تو بازی کنم و با نگاه تو به مسائل نگاه کنم ولی من قضایا و اتفاقات عالم رو یه جور دیگر نگاه می کنم،  فَقَالَتْ إِنَّمَا یَفْتَضِحُ الْفَاسِقُ وَ یَکْذِبُ الْفَاجِرُ وَ هُوَ غَیْرُنَا،  مَا رَأَیْتُ إِلَّا جَمِیلا

نمونه دوم:

محدث قمی در نفس المهموم در صفحه ۴۳۲ نقل کرده است اهل بیت رو سه روز پشت دروازه شام نگه دشتند، شهر را آذین بستند، جلسه بزرگی رو تشکیل دادند، تمام سران کشوری و لشکری رو دعوت کردن، کاروان اسرا رو وارد کاخ یزید کردند، یزید با تمام این کارها می خواهد قدرت وشوکت و پیروزی خودش را اعلام کنه و برای اینکه کاملا فضای سازی رسانه ای کرده باشد، و روحیه اهل بیت رو تخریب کند، دستور داد سر ابی عبدالله رو جلوش توی طشت طلا گذاشتند، ثُمَّ دَعَا یَزِیدُ عَلَیْهِ اللَّعْنَهُ بِقَضِیبِ خَیْزُرَانٍ فَجَعَلَ یَنْکُتُ بِهِ ثَنَایَا الْحُسَیْنِ ع‏

یعنی شما کاره ای نیستید، من همه کاره عالمم، شما باید بفهمید بدون کدخدا نمی توانید کاری از پیش ببرید، شما باید این را باور کنید.

خوب زینب چی کار کرد، تسلیم شد؟ پذیرفت جنگ رسانه ای دشمن رو، مثل تقی زاده ها و اذناب امروزی اش، خودش را باخت و در زمین طراحی شده دشمن بازی کرد و گوشه چشمی به لبخند دشمن داشت یا زینب با نگاه دیگه به قضایا نگاه می کنه،

زینب اجازه نداد دشمن از این فضای رسانه ای و این تحریم  ها و مشکلاتی که ایجاد کرده سوء استفاده کنه، این تهدید رو تبدیل به فرصت کرد، انقلابی و جهادی وارد میدان شد. شروع کرد خطبه خواندن: مَهْلًا مَهْلًا أَ نَسِیتَ قَوْلَ اللَّهِ تَعَالَى‏ وَ لا یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّما نُمْلِی لَهُمْ خَیْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلِی لَهُمْ لِیَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِین‏

فَإِلَى اللَّهِ الْمُشْتَکَى وَ عَلَیْهِ الْمُعَوَّلُ فَکِدْ کَیْدَکَ وَ اسْعَ سَعْیَکَ وَ نَاصِبْ جُهْدَکَ فَوَ اللَّهِ لَا تَمْحُو ذِکْرَنَا وَ لَا تُمِیتُ وَحْیَنَا وَ لَا تُدْرِکُ أَمَدَنَا

این جور نگا کردن شاه کلید مشکلات کشور است، الان هی مشکلی که ما درایم در این کشور و هر بدبختی که تا حالا کشور با آن مواجه شده، به خاطر نگاه غیر زینبی است، نگاه تقی زاده ها و اذناب امروزی آنهاست که فکر می کنند با تکیه و ودادگی به دشمن می تونند مشکلات رو حل کنند، این اشتباه بزرگی است که باید ان شاء الله حل بشه و ما امیدواریم جوانان عزیز و انقلابی ما در در دهه پنجم بتوانند این تفکر غلط تقی زاده ها و اذناب امروزی که مشکل اساسی کشور وجود همین نگاه و همین تفکر است رو از ادبیات سیاسی کشور حذف کنند و گفتمان زینبی رو در کشور حاکم  کنند ان شاء الله.

 

 

 

Views – 166

درباره‌ی admin

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*