تازه ها
خانه / مناسبتهای ویژه / مشاعره ای زیبا بین خورشید و ماه

مشاعره ای زیبا بین خورشید و ماه

امام خمینی:

من به خال لبت اى دوست گرفتار شدم

چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدمآقا و امام4

 

امام خامنه ای:

تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی؟

تو طبیب همه ای، از چه تو بیمار شدی؟

امام خمینی:

فارغ از خود شدم و کوس اناالحق بردم

همچو منصور خریدار سرِ دار شدم

 

امام خامنه ای:

تو که فارغ شده بودی زِ همه کون و مکان

دار منصور بریدی همه تن دار شدی

 

امام خمینی:امام5

غم دلدار فکنده است به جانم شررى

که به جان آمدم و شهره بازار شدم

 

امام خامنه ای:

عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر

ای که در قول و عمل شهره بازار شدی

 

امام خمینی:

درِ میخانه گشایید به رویم، شب و روز

که من از مسجد و از مدرسه، بیزار شدم

 

امام خامنه ای:

مسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدی

وه که بر مسجدیان نقطه پرگار شدی

 

امام خمینی:

جامه زهد و ریا کَندم و بر تن کردم

خرقه پیر خراباتى و هشیار شدم????? ?? ??????? ?? ?????? ???? ????? / ?????? ????

 

امام خامنه ای:

خرقه پیر خراباتی ما سیره توست

امت از گفته دُر بار تو هشیار شدی

 

امام خمینی:

واعظ شهر که از پند خود آزارم داد

از دم رند مى‏آلوده مددکار شدم

 

امانم خامنه ای:

واعظ شهر همه عمر بزد لاف منی

دم عیسی مسیح از تو پدیدار شدی

 

امام خمینی:آقا و امام 1

بگذارید که از بتکده یادى بکنم

من که با دستِ بت میکده، بیدار شدم

 

امام خامنه ای:

یادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم

ببریدی ز همه خلق و به حق یار شدی

………………………..

منبع: http://www.talaghii.blogfa.com

Views – 3976

درباره‌ی admin

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*